در سال تحصیلیای که گذشت، ویروسی کوچک مهمان ناخوانده همه خانهها و خانوادههای ایرانی شد؛ ویروسی به نام کرونا که حضور در جمع را برای همه محدود کرد. این محدودیت تا جایی پیش رفت که مدارس تعطیل شد و بیشتر آموزشها به سمت مجازی شدن پیش رفت. مسئله خیلی مهم در این میان، مدیریت این بحران پیچیده بود. حالا همه افراد از کادر آموزشی به ویژه معلمان گرفته تا دانش آموزان و خانوادهها، باید تعاملی از جنسی دیگر را با یکدیگر تجربه میکردند.
در روزهای اول، همهچیز با آزمونوخطا پیش میرفت و دانش آموزان، معلمان و والدین، همه و همه در حال یادگیری و پیدا کردن شیوهها، نرمافزارها و ساعات بهتری برای تعاملی سازندهتر بودند. به مرور زمان تجربههای خوبی رقم خورد. طبیعی است که در کشور ما نیز این مسئله تازه از راه رسیده، با چالشهایی روبهرو بوده باشد. بسیاری از این چالشها با گذشت زمان، خودبهخود حل شد و برای بسیاری از مشکلات، راه حل مناسبی پیدا شد؛ اما هنوز عدم تعامل لازم در این زمینه به چشم میخورد.
در این یادداشت قصد داریم به بررسی برخی از چالشهایی که منجر به سخت شدن امر آموزش مجازی شد، بپردازیم. امیدواریم که در سال تحصیلی جدید، همه دانش آموزان، والدین و آموزگاران، با آرامش و توانمندی به وظیفه خود عمل کنند.
معلم یا غول چراغ جادو
همانطور که تجربه چند ماه گذشته نشان داد، با شروع آموزش مجازی، آموزگاران باید وقت و انرژی بیشتری برای انتقال مطالب و آموزشهای خود بگذارند و نسبت به آموزش حضوری، ساعات بیشتری را درگیر تعامل با دانشآموزان و خانوادههایشان باشند. معلمان به این دلیل که ابزارهای ارتباط حضوری را از دست دادهاند و از ارتباط چشمی با دانشآموزان خود محروماند، باید دست به تولید محتوای بیشتری بزنند و زمان زیادی را برای ضبط فیلم و صدا بگذارند تا آموزش مطلوبی را برای دانشآموزانشان بفرستند. تجربهای چندماهه و بررسی میان کادر آموزشی، بیانگر دغدغههای بسیاری است. کادر آموزشی و آموزگاران، در ماههایی که تب آموزش مجازی بالا و بالاتر میرفت، معمولاً با سه دسته خانواده روبهرو بودند.

دسته اول، خانم معلم نگران نباش!
دسته اول کم چالشترین خانوادهها بودند. خانوادههایی که با وجود سختیهایی که آموزش مجازی برایشان ایجاد میکرد، تمام سعی خود را برای حال بهتر فرزندان و معلمانشان به کار گرفتند. آنها تلاش کردند تا در روزهای بحرانی، بیشترین تعامل را داشته باشند و بیشک، کمک فراوانی به پیشرفت آموزش و پرورش فرزندانشان کردند. اغلب، والدینی که خودشان آموزگار هم بودند، بهترین نوع تعامل را داشتند.

دسته دوم، خانم معلم کجایی؟
دسته دوم خانوادههایی بودند که بیشترین بار این مسئله را بر دوش کادر آموزش، به ویژه معلمان میدیدند. این خانوادهها با تماسهای صوتی و تصویری وقت و بیوقت، بیشترین ارجاعات را به آموزگار میدادند. باید در نظر بگیریم که آموزش مجازی به این معنا نیست که آموزگار هر ساعت از شبانهروز و در هر شرایطی، باید آنلاین و آماده پاسخگویی، آن هم به صورت برقراری تماس تصویری با دانشآموزان یا والدین آنها باشد.

دسته سوم، بیخیال خانم معلم!
دسته سوم خانوادههایی بودند که متأسفانه هیچگونه تعاملی با آموزگاران ایجاد نکردند. این خانوادهها به آموزش مجازی بهایی نداده و همچنان در انتظار بازگشایی مدارس بودند. بعضی از این خانوادهها نیز فرزندشان را بینیاز از مدرسه میدیدند و خودشان بار آموزش را بر عهده گرفتند. برخی خانوادهها آنقدر فرزندانشان را در فضای بازی و شیطنت آزاد گذاشتند تا زمان گذشت و در دو هفته رفع اشکال، از آموزگار توقع معجزه داشتند. در صورتی که اگر از روز اول، فیلمها و صدای فرستاده شده توسط معلم را به فرزندان داده و بر انجام تمرینها نظارت میکردند، دانشآموز مطالب آموزشی را در حد قابل قبولی یاد میگرفت.
اکثر دانش آموزان از نظر هوش و استعداد مشکلی نداشتند و تنها مشکل آنها اهمیت ندادن خود و خانوادههایشان به آموزشهای مجازی بوده است. فرزندان این خانوادهها اصلاً و یا به موقع در آموزش مجازی و کلاسهای آنلاین حاضر نمیشدند و در انجام تکالیف سستی میکردند. اغلب دیده میشد که حتی به پیگیریهای مکرر آموزگار نیز پاسخی داده نمیشود.

والدین یار باشند نه بار!
وقتی تعامل به شکل روزانه و با شرکت منظم در کلاسها نباشد و والدین نظارت دقیقی بر انجام تکالیف فرزندانشان نداشته باشند، دانشآموز از درسها عقب میماند و مشاهده شده به کادر آموزشی گلایه میکنند که چرا سرعت تدریس آموزگار زیاد است و ما عقب میمانیم.
در مواردی هم والدین به جای تعامل بیشتر با آموزگار فرزندشان، همراه شبکه آموزش میشوند و این اعتراض را دارند که چرا سرعت آموزگار فرزندمان نسبت به آموزگاران شبکه آموزش کند است.
نظارت دقیق پدر و مادرها بر شرکت فرزندان در کلاسها اهمیت زیادی دارد. این موضوع برای دانش آموزان کوچکتر اهمیت بیشتری نیز دارد. گاهی دانشآموزان تیک حضور در کلاس را میزنند و بعد از کلاس خارج میشوند یا موقع پاسخگویی به معلم، ارتباط اینترنتی خود را قطع میکنند.
گاهی از والدین خود برای پاسخ به سؤالات معلم کمک میگیرند و پدر و مادرها پاسخ را به بچهها میرسانند یا با انجام تکالیف دانشآموزان، به تنبل شدنشان کمک میکنند.
بسیار دیده میشود که دانشآموز برای پاسخگویی دست به جستوجوی اینترنتی میزند و از پاسخ مشخص بوده که بیتوجه به بحث کلاس و صرفاً با جستجو در اینترنت، پاسخ را فرستاده است.
از طرفی والدین باید با فرزندان خود خصوصاً در دوره ابتدایی صحبت کنند و آنها را متقاعد کنند که در آموزش مجازی، گاهی آموزگار مجال این را ندارد که به تکتک دانشآموزان بازخورد مثبت بدهد و آفرین بگوید. این نباید بچهها را ناراحت کند.
حالا که با گذشت ماهها، همچنان درگیری با این ویروس ناخوانده ادامه دارد، باید همه ما با همدلی و همراهی به بهترین شکل ممکن از این بحران عبور کنیم. ما میتوانیم با برنامهریزی خوب، کاری کنیم تا فرزندانمان کمترین آسیب را ببینند و بهترین تعامل را با آموزگار خود داشته باشند.
با یکدلی و یکصدایی همه ما، این نیز بگذرد.