شنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۵

مقالات

مورچه پهلوان

  فایلهای مرتبط
مورچه پهلوان

سلیمان پیامبر(ع)

با لشکر بزرگی توی راه بود

مورچهای فریاد میزد

فرار کنید، زود زود!

پیامبر خدا اومد با لبخند

نگاهی کرد به مورچه های لرزون

آهسته گفت نترسید

هیچ جوری آزار نداریم براتون.

 

مورچهی ریزهمیزه گفت ببخشید،

شما سواره هستی ما پیاده!

یکهو یکیمون میره زیر پاتون.

مورچهی ریزهمیزه پهلوان بود

همیشه فرماندهی مهربان بود

۸۵۰
کلیدواژه (keyword): رشد کودک، شعر، مورچه پهلوان، مهری ماهوتی
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.