پنج شنبه ۹ بهمن ۱۴۰۴

مقالات

داستان یک تصویر

داستان یک تصویر

دکتر حجت مجرد، هنرآموز شهر اردبیل و هنرمند شخص و مطرح کشور عزیزمان است که سال‌هاست در زمینه آموزش و ترویج هنر و فرهنگ در استان اردبیل و همچنین اقصی نقاط کشور فعالیت‌های چشمگیری داشته است. دکتر مجرد در متنی تازه در فصلنامه رشد آموزش هنر تصویری از زندگی گذشته خویش ترسیم نموده که در آن مخاطب می‌تواند ضمن درک فضای شهر اردبیل در دهه شصت، با نشانه‌های تصویری و دیداری آن دوران آشنا شده و تاثیر هنرکده‌های کوچک شهری را درک نمایند.

دکتر مجرد می‌نویسد: «در دوره راهنمایی، اتفاقی خاص رقم خورد. پس از زنگ هنر، کلاس قرآن داشتیم. معلم قرآن که ظاهراً اهل ذوق بود، همیشه با تأخیر چنددقیقه‌ای کلاس را آغاز می‌کرد تا بچه‌ها وسایل خوش‌نویسی و نقاشی‌شان را جمع کنند. گاهی هم شیطنت‌هایی در این میان شکل می‌گرفت تا این تأخیر بیشتر شود. در یکی از همین روزها، معلم قرآن پرسید: «بچه‌ها، درس هنر کدامتان خوب است؟» چند نفر نام مرا گفتند. او پس از دیدن سرمشق خوش‌نویسی و طرحی که با چاپ ترافارد کار کرده بودم، پرسید: «آقای پیرایش را می‌شناسی؟» پاسخ دادم: «نه!» و او توضیح داد که برادرش، معلم علوم همین مدرسه است و تازه به اردبیل آمده و نگارگری کار می‌کند. نشانی داد و تأکید کرد که حتماً بروم و آثارش را ببینم».

وی فردای آن روز راهی خیابان اصلی شهر می‌شود و گمشده‌اش را درمی‌یابد و آینده حرفه‌ای و شغلی‌ش را ترسیم می‌نماید.

وی در انتهای متن با اشاره‌ای جالب از سخنان عباس کیارستمی (کارگردان شهیر ایرانی) سخن خویش را به پایان می‌برد: «گرافیستا رو دیدین؟ نجاری بلدن، سیم‌کشی بلدن، لوله‌کشی بلدن... [در گرافیک] یه هنر یاد نمی‌گیریم، یه صنعت به همراهش یاد می‌گیریم؛ [البته] با یه ملاطفتی. و [به عنوان گرافیست] همه کاری رو می‌تونیم بکنیم. یعنی این [همه‌کاره‌بودن] از قلم و رنگ نمیاد، از این خط‌کش و گونیا میاد که خیلی چیزا رو... [در گرافیک] به نوع ریاضیاتی یاد می‌گیریم، بدون اینکه ریاضی بدونیم؛ یعنی میان‌بر زدیم به ریاضیات، به این شکل».

 

 

 

۶
کلیدواژه (keyword): مجلات رشد،رشد آموزش هنر،رشته گرافیک،حجت مجرد،
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.