پنج شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵

مقالات

ظرف نارگیلی

  فایلهای مرتبط
ظرف نارگیلی

میشی خرگوشه رفت کنار رودخانه. میخواست آب بخورد. یکهو پایش سُرخورد. کم مانده بود توی رودخانه بیفتد! ماشی گفت: «چرا اینطوری آب میخوری؟» کمی آب توی پوست گردو ریخت. آن را به میشی داد و گفت: «می توانی توی این آب بخوری.»

میشی گفت: «من چطوری توی این پوست گردوی کوچولو آب بخورم!»

ماشی کمی گشت، یک برگ کلم پیدا کرد و به میشی داد.

میمونک نگاهشان میکرد. خواست که توی همان برگ کلم آب بخورد. میشی اَخم کرد و گفت: «این مال من است. برو برای خودت یک ظرف آب پیدا کن!» میمونک قاه قاه خندید و گفت: «من با دستم آب میخورم، اینطوری.» تا خم شد، تالاپّی افتاد توی رودخانه.

میشی و ماشی اوّل خندیدند، امّا بعد به سختی دوستشان  را از آب بیرون آوردند. میمونک حسابی خیس شده بود. ماشی یکهو گفت: «فهمیدم» و رفت.

کمی بعد، با یک پوست نصفهی نارگیل برگشت و آن را به میمونک داد. حالا میشی، ماشی و میمونک هر کدام یک ظرف آب برای خودشان داشتند.

۵۵۰
کلیدواژه (keyword): رشد کودک،چی بهتره،ظرف نارگیلی،مریم سعیدخواه،
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.