شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵

مقالات

بخاری داغ

بخاری داغ

آقای باد / سمیره بروانیا

هوهو صدای باد است

باد آمد و صدا کرد

با خنده گفت: «گرگم»

دنبال برگ‌ها کرد

آن برگ‌ها دویدند

قایم شدند جایی

آقای باد هم گشت

دنبال ردّپایی

آمد صدای خش‌خش

آقای باد خندید

چون جای برگ‌ها را

خیلی سریع فهمید

 

بخاری داغ / سمیه بابایی

بخاری با تو هستم

که در کنج اتاقی

ببین! این نی‌نی ما

نمی‌داند که داغی

 

اگر سمت تو آمد

بگو یک‌دفعه چیزی

صدایی دربیاور

بفهمد داغ و جیزی

 

یک قطره باران / اکرم السادات هاشمی پور

هوای کوچه سرده

باز داره بارون میاد

همین الان یه قطره

رو صورت من افتاد

دست داداش جونم رو

می‌گیرم و می‌خندم

دکمه‌ی ژاکتش رو

که وا شده می‌بندم

 

داداش پرستار من / محبوبه صمصام شریعت

انگشت من با میز

دیشب تصادف کرد

یک ذرّه زخمی شد

جیغی زدم از درد

داداشِ خوبم زود

با چسبِ زخم آمد

آن چسب را آرام

او روی زخمم زد

بهتر شدم چون که

او شد پرستارم

شادم از اینکه یک

داداشِ گُل دارم

۴۳۹۶
کلیدواژه (keyword): رشد کودک، شعر، آقای باد، سمیره بروانیا، بخاری داغ، سمیه بابایی، یک قطره باران، اکرم السادات هاشمی پور، داداش پرستار من، محبوبه صمصام شریعت
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.