شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵

مقالات

بعد از اذان

بعد از اذان

 

بعد از اذان/ منیره هاشمی

توی ظرفی کوچک است

پیچ‌پیچی زولبیا

چند دفعه گفته است

تُرد و شیرینم بیا

 

من ولی گفتم به او

روزه‌ام ای مهربان

پیچ‌پیچی جان تو را

می‌خورم بعد از اذان

 

عیدی/ اکرم سادات هاشمی پور

باز آمد عید نوروز

عید شادی، عید خنده

خانه‌ی مادربزرگم

پر شد از گل از پرنده

 

با لباس نو دوباره

می‌روم من دیدن او

تا بگیرم عیدی‌ام را

لحظه‌ی بوسیدن او

 

کوله شکمو/ مژگان بقایی پور

کوله‌پشتی‌ام

می‌شود خراب

بس که می‌خورد

دفتر و کتاب

 

با دهان پُر

بسته می‌شود

از اضافه وزن

خسته می‌شود

 

کاش لااقل

چند چرخ داشت

روی دوش من

پا نمی‌گذاشت

 

روز قشنگ سیزده/ زهرا شفیعی ینگابادی

دیروز با ماشین‌مان

رفتیم تا دشتی قشنگ

خیلی درخت و سبزه داشت

پاکیزه بود و رنگ‌رنگ

 

اطراف ما پیچیده بود

تق‌تق صدای دارکوب

خیلی به ما خوش می‌گذشت

ماندیم آن‌جا تا غروب

 

با آب هم‌بازی شدیم

زیر درختان چِنار

روز قشنگ سیزده

بودیم مهمان بهار

 

 

۱۷۳۲
کلیدواژه (keyword): رشد کودک، شعر، بعد از اذان، منیره هاشمی، عیدی، اکرم سادات هاشمی پور، کوله شکمو، مژگان بقایی پور، روز قشنگ سیزده، زهرا شفیعی ینگابادی
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.