مقدمه
کارآفرینی فرایندی است که لازمه آن برنامهریزی در نظام آموزشی است و اجرای برنامههای آن از سطح خانواده و مدرسه تا دانشگاه و سازمانها گسترده شده است (Dutta & Crossan, 2005). فراهمآوردن شرایطی برای آموزش کارآفرینی، چنانکه به ایجاد قابلیتهای کارآفرینانه در افراد منجر شود، علاوهبر اینکه توسعه فردی، خلاقیت، اعتمادبهنفس، نوآوری و مهارتهای اجتماعی آنها را بهبود میبخشد (Lackeus, 2013)، پاسخی به دنیای پیچیده، نامطمئن و در حال تغییر است (Gibb, 2002). همچنین، بر رشد اقتصادی، رشد اجتماعی و راهبردهای مدیریت کشور تأثیر محسوسی دارد (Hanlon & Winsor, 2016). در سند تحول بنیادین آموزشوپرورش (1390) نیز کارآفرینی یکی از رویکردهای اساسی است و از تربیت انسان خلاق و کارآفرین بهعنوان یک هدف کلان یاد شده است. ترسیم چنین افقی، با تعیین چنین اهدافی، از تمایل برنامهریزان آموزشوپرورش به تغییر محیط مدرسه به محیطهای کارآفرین است.
مدرسه کارآفرین و مؤلفههای آن
مؤلفههای مدرسه کارآفرین عبارتاند از: «محیط»، «هدف و مأموریت»، «فرهنگ»، «ساختار»، «مدیریت»، «حکمرانی» و «رهبری» (نصیری و همکاران، 1401).
1. محیط: محیط مدرسه کارآفرین شامل دو بخش محیط درونی و بیرونی است. محیط درونی شامل تمامی عناصر درون مدرسه است که بهطور مستقیم بر پرورش روحیه کارآفرینی دانشآموزان تأثیر میگذارند. این عناصر شامل فضاهای فیزیکی و مجازی مناسب، تجهیزات نوین، محتوای آموزشی بهروز و خلاق، روشهای تدریس فعال و پویا و معلمان متخصص و کارآفرین است. محیط بیرونی شامل تمامی عوامل خارج از مدرسه است که بر فعالیتهای کارآفرینی دانشآموزان تأثیر میگذارند. این عوامل به دو دسته تخصصی و عمومی تقسیم میشوند. محیط بیرونی تخصصی شامل سیاستها، قوانین، حمایتهای مالی و همکاریهای بینسازمانی است که بهطور مستقیم از فعالیتهای کارآفرینی دانشآموزان حمایت میکنند. محیط بیرونی عمومی شامل سیاستهای کلی دولت، قوانین و مقرراتی است که بهطور غیرمستقیم بر محیط کارآفرینی تأثیر میگذارند. مدرسه کارآفرین باید نیازها، تهدیدات و فرصتهای محیط پیرامون خود را شناسایی کند تا بتواند از آنها برای تبدیلشدن به محل درآمدزایی استفاده کند. کاربرد و توسعه مفهوم زیستبوم در مورد محیط کارآفرینی (داوری و همکاران، 1396: 120-101) نیز تأیید میکند که عوامل محیطی بر روند کارآفرینی تأثیر میگذارند (Stam & Spigel, 2016).
2. هدف و مأموریت: یکی دیگر از لوازم مدرسه کارآفرین، داشتن مأموریت مشخص است. هدف مدرسهها بهطور کلی آمادهکردن فرصتهای کسب دانش، نگرش، مهارت و تجربه توسط دانشآموزان برای زندگی اجتماعی است، اما طبق نظر صاحبنظران، هدف مدرسه کارآفرین باید آموزش، پژوهش، ترویج و توسعه کارآفرینی نیز باشد. مدرسه باید با هدف سازگاری با تغییرات فزاینده جامعه، با ارائه آموزشهای مناسب نظیر مدیریت کسبوکار، خلاقیت و ایدهپردازی، ارزشآفرینی و مزیتآفرینی، به شناسایی و پرورش استعدادهای دانشآموزان بپردازد تا زمینه ایجاد صلاحیت کارآفرینی در آنها فراهم شود.
3. فرهنگ: مدرسه کارآفرین باید فرهنگ خلاقیت و کارآفرینی داشته باشد که در آن تحول، پویایی و نوشوندگی، ارتباط آزاد و تعامل مؤثر، خودجوشی و خودکاری و کمالگرایی، در عین توجه به کار تیمی و مسئولیتپذیری، ویژگیهایی ارزشمند باشند. این مدرسه باید با دانشآموزمحوری و داناییمحوری انگیزهها را تحریک کند و پرورش دهد و خطرپذیری، تحمل شکست، فرصتطلبی، فرصتشناسی و فرصتسازی، ژرفاندیشی، آیندهنگری و آیندهپژوهی و تولیدگرایی به جای مصرفگرایی را تشویق کند. همه این ویژگیها را هم با حمایتگری و توانمندسازی در جهت نهادینهکردن کارآفرینی هدایت کند.
4. ساختار: عنصر اولیه لازم برای موفقیت کارآفرینانه هر سازمانی، ساختاری است که بتواند رفتار کارآفرینانه (کشف فرصت، تسهیل فرصت و دنبالکردن فرصت) را تسهیل و تشویق کند (علیمردانی و همکاران، 1389: 142-129). برای اینکه ساختار مدرسه تسهیلکننده کارآفرینی باشد، لازم است این ساختار پویا و منعطف باشد، ارتباطات افقی بهقدر کافی در کنار ارتباطات عمودی برقرار باشند، رفتارها کمتر رسمی و بیشتر غیررسمی باشند، نظارت محدود و احتمالاً متنوع باشد و سازمان کار براساس تیمهای تخصصی، یعنی گرایش به گروهبندی متخصصان در واحدهای وظیفهای و تخصصیشدن کلاسها براساس آموزشهای رسمی باشد.
5. مدیریت: مدیر مدرسه کارآفرین علاوهبر ویژگیهای موردنیاز برای همه مدیران، از جمله مدیریت استعدادها و مهارتها، مدیریت دانش و اطلاعات، مدیریت به اقتضای هدف و شرایط زیردستان، لازم است نسبت به کارآفرینی نگرش مثبت داشتهباشد. از دانش، تخصص و مهارتهای لازم برای مدیریت کارآفرینانه برخوردار باشد. تجربه کارآفرینی داشته باشد. نوآور و حامی نوآوریها باشد. عملگرا و فعال و همواره در پی رشد و پیشرفت خود و مجموعه تحت مدیریتش باشد. مدیر این مدرسه باید مثل یک رهبر موردپذیرش زیردستان باشد تا بتواند از همراهی آنها برای ایجاد تغییرات لازم بهرهمند شود. خطرپذیر باشد و نیز شجاعت و جسارت تغییر و استقلال عمل داشتهباشد. بتواند تاحدامکان پیشبینی درستی از آینده داشتهباشد؛ یعنی آیندهنگر و آیندهپژوه باشد تا آیندهساز شود. محیط مدرسه را بشناسد و بتواند در راستای اهداف مدرسه خود ارتباط لازم را با افراد و سازمانهای دیگر برقرار کند.
6. رهبری: در مدرسه کارآفرین اگر مدیر مدرسه بهعنوان رهبر مجموعه پذیرفته شود و شایستگیهای لازم برای آن را هم داشتهباشد، موفقیت چندان دور از دسترس نخواهد بود. البته این تنها وضعیت ممکن نیست و میتوان ترکیبهای موفق دیگری را هم در نظر گرفت که در آنها فرد یا افرادی در کنار مدیر یا غیر از مدیر این نقش را داشتهباشند؛ یعنی رهبری از نوع تلفیقی باشد. در هر صورت، انعطافپذیری، تحولگرایی، اعتماد و اطمینان به زیردستان و تعامل زیاد و دوستانه، یعنی رابطهمدارانه تا درک آزادی توسط زیردستان، ویژگیهایی هستند که رهبر مدرسه باید آنها را داشتهباشد. در این مدرسه تصمیمگیری، هدفگذاری، ارزیابی عملکرد و بهینهسازی باید بهصورت مشارکتی انجام شود.
7. حکمرانی: حکمرانی مشخص میکند چه کسی، چه موقع و درباره چه چیزی تصمیم میگیرد؟ همچنین، با ظرفیت سازمانی برای تغییر و نیز تغییر مناسب و بهموقع روشها و سبکهای پاسخگویی به نیازهای سازمانی مرتبط است (Yousaf et al, 2016). حکمرانی در مدرسه کارآفرین ویژگیهای خاص خود را دارد. طبق نظر صاحبنظران، در تصمیمگیری در مورد نوع و نحوه انجام فعالیتها و برنامههای مدرسه، علاوهبر اینکه حق سازمان آموزشوپرورش است، مسئولان مدرسه، دبیران، مربیان، اولیا و حتی خود دانشآموزان نیز خود را سهیم میدانند و همین تعدد بازیگران اصلی شرایط را پیچیده میکند. در هر صورت، مدرسه برای ایجاد زیستبوم کارآفرینی، مساعدکردن محیط کسبوکار، رعایت آزادی بیان و مردمسالاری، و شفافیت و پاسخگویی در حین قانونمداری، لازم است با کاهش نقش دولت، بهسوی ایفای نقش بیشتر بخش غیردولتی حرکت کند. در این صورت است که مدرسه با استقلال نسبی خود و حفظ جایگاه مدیر، میتواند با دست باز تغییرات لازم متناسب با محیط خود را برای تحقق مدرسه کارآفرین به وجود آورد.
جمعبندی
مدرسههای کارآفرین در پرورش نسل جدیدی از کارآفرینان نقش بسیار مهمی ایفا میکنند. با ایجاد محیطهای یادگیری پویا و حمایت از ایدههای نوآورانه، این مدرسهها میتوانند به رشد اقتصادی و اجتماعی کشور کمک شایانی کنند. با این حال، برای تحقق کامل ظرفیت مدرسههای کارآفرین، نیازمند حمایت بیشتر سیاستگذاران، سرمایهگذاران و جامعه هستیم.