احتمالاً برای هر کدام از ما پیش آمده است که بخواهیم کسبوکاری را راهاندازی کنیم که شروع آن معمولاً با یک ایده بهظاهر بکر است. شاید این ایده در مرحله اول ناب، جذاب یا پرسود به نظر بیاید! همه ما در شروع فرایند کسبوکار معمولاً به نقطه انتهایی آن فکر میکنیم، اما به مسیر رسیدن به آن اصلاً توجهی نداریم. بعد از رسیدن به ایده، به این فکر میکنیم که اگر ممکن باشد آن کسبوکار را فردی شروع کنیم و وقتی ببینیم این تو بمیری از آن تو بمیریها نیست، با دوستان و نزدیکان خود صحبت میکنیم تا به کمک و مشارکت بیایند که بهصورت جمعی آن را شروع کنیم. به هر حال چه فردی و چه جمعی، بهسرعت شروعکردن برای ما مهم است.
قبل از شروعکردن دنبال وسایل موردنیاز و مسائل فنی میرویم تا بودجه و منابع انسانیاش را پیدا کنیم و بعد دستبهکار شویم. ذوق دارد، نه؟! این ذوق رسیدن به هدف و آرزوهای بزرگ ما را از مسائل مهمی دور میکند که اگر حواسمان جمع نباشد، برای ما و نزدیکانمان ضررهایی مادی و معنوی دارد. پس به قول قدیمیها نباید بیگدار به آب زد. یکی از این مسائل مهم که گفتم حتماً باید لحاظ کنید و پایه کسبوکار شما را شکل میدهد، «نمانام (برند)سازی» است. حالا فرض کنید یک کسبوکار چه در کارهای مربوط به خدمات و چه در بخش تولید محصول1 به خروجی مطلوبی رسیده باشد؛ خروجی مطلوبی که کلی هزینه برایش شده است و کلی آدم برای آن طراحی کردهاند و برای رسیدن به این محصول زحمت کشیدهاند. فرض کنید همهچیز سر جای خودش خوب جلو رفته باشد. حال محصول ما به نمونه نهایی رسیده است و میخواهیم آن را بفروشیم. اگر این کار را خوب انجام داده باشید، متوجه میشوید که فقط دقتنکردن به این موضوع که محصول خودتان را چطور و کجا باید بفروشید، باعث ورشکستگی کسبوکار و یک شکست شش بر صفر سنگین میشود!2
این تنها یک نمونه است که کلی تلاش رخ میدهد، اما فروشی در کار نیست. یعنی جایی که باید مزد زحمتمان را بگیریم، هیچ که هیچ. پس تا الان به اهمیت موضوع نمانامسازی پی بردیم. در این بخش از مجله قرار است در حد امکان در رابطه با بخشهای نمانامسازی بیشتر صحبت کنیم؛ عبارتی که شاید خیلیها متوجه اهمیت آن باشند، اما از ترس سختی آن از کنارش بگذرند و بدتر از آن شاید تا حالا اسمش به گوششان نخورده باشد. به هر حال بخواهیم یا نخواهیم، طلاشدن سختیهایی و البته لذتهایی نیز دارد.
در همان گامهای اول باید حوزه فعالیت خود را مشخص کنیم. یعنی باید بدانیم میخواهیم خدمات ارائه دهیم یا محصول تولیدی را بفروشیم یا کسبوکار ترکیبی داشته باشیم. به کسبوکارهایی که محصولی نمیفروشند و خدماتی در حوزه نیازهای انسانها ارائه میدهند، یا در حوزههای رفاهی و تفریحی فعالیت میکنند، کسبوکارهای خدماتی میگویند. مثالهای بیشتر میخواهید؟! فعالیتهای حوزه پزشکی، رشتههای طراحی یا عیبیابی رشتههای مهندسی و طراحی گرافیک.
کسبوکارهای تولیدی به کسبوکارهایی گفته میشود که محصولاتی را تولید میکنند و به فروش میرسانند. فرق اینها را احتمالاً در کتاب مدیریت تولید خوانده باشید، اما شاید عبارت کسبوکارهای ترکیبی جدید باشد. به کسبوکارهایی ترکیبی گفته میشود که در کنار فروش محصول، خدماتی هم ارائه میدهند یا در بستر فروش محصول خدماتی را در کار خود دارند. کسبوکارهایی که در حوزه اینترنت اشیا هستند، بهطور عمده از این دسته کسبوکارها شناخته میشوند، زیرا در آنها یک محصول، از طریق ارتباط با سایر کالاها، به شما خدمتی ارائه میدهد. یا به عبارت دیگر میتوان کسبوکارهای حوزه رباتیک را در این دسته قرار داد. پس در این شماره با هم اهمیت نمانامسازی را متوجه شدیم و انواع کسبوکارها را شناختیم. در شماره بعد با ما همراه باشید تا با بخشهای هر نمانام آشنا شویم.
خلاصهطوری!3
همیشه رسیدن به یک ایدۀ بکر برای کسبوکار موفقیت را تضمین نمیکند. خیلی وقتها، واقعاً خیلی وقتها، کسبوکارها شکست میخورند، چون به مهمترین بخش ماجرا فکر نشده است! فروش. از اولیهترین و شاید مهمترین قسمتهای موفقیت در فروش، نمانامسازی خوب است.
اول از همه شاخهای را که قرار است کاروکاسبی داشته باشی انتخاب کن تا برای ادامهدادن مسیر تکلیف معلوم باشد.
پینوشتها
1. درسهای کتاب مدیریت تولید که یادتان نرفته؟!
2. استقلالیها ناراحت نشوند، اصلاً شکست سنگین مثل 4 دربی پشت سر هم!
3. اگر حوصله مطالعه نداری، از خلاصهخواندن شروع کن!