سبکهای زبان برنامهنویسی: سبکهای گوناگون برنامهنویسی، محاسبهها را به شیوههای متفاوتی انجام میدهند. برای مثال، برخی از سبکهای برنامهنویسی در حل مسئلههای خاصی از بقیه بهتر هستند. گاهی هم ممکن است هیچ دلیل روشنی وجود نداشته باشد و برنامهنویسان ترجیح دهند زبانی را انتخاب کنند که سالها با آن کار کردهاند و راحتترند.
ژرف و عمیق: «!Hello, World»
بهطور سنتی، اولین برنامهای که هر برنامهنویس جدید مینویسد، «!Hello, World» است. با اجرای این برنامه، عبارت «!Hello, World» روی صفحه نمایش ظاهر میشود. حتی برنامهنویسان با تجربه که زبان جدیدی را یاد میگیرند نیز غالباً با همین کار شروع میکنند تا ببینید آیا برنامه جدیدی که با آن کدنویسی میکنند، بهدرستی کار میکند یا نه. این سنت مرسوم را کتاب «زبان برنامهنویسی C» که در سال 1978 میلادی منتشر شد، معرفی کرد.
دنیای واقعی: برنامهنویسی به زبان عادی
امروزه انواع گوناگون زبانهای برنامهنویسی ابداع شدهاند که در آنها کدها مشابه یک متن معمولی هستند که به زبان عادی نوشته شدهاست. با این حال، چنین زبانهایی برای برنامهنویسی مناسب نیستند. حتی برای برنامهای که میخواهد یک محاسبه ساده انجام دهد، لازم است مقدار زیادی کد با این زبانها نوشته شود. «زبان شکسپیر» و «زبان سرآشپز»، دو نمونه از این زبانها هستند که صرفاً برای سرگرمی ابداع شدهاند.
• زبانهای برنامهنویسی دستوری: سبک برنامهنویسی دستوری مشابه دستورهای پشت سر هم برای پخت غذا یا الگوی بافندگی است. این سبک از برنامهنویسی شامل مجموعهای از دستورهاست که یکی پس از دیگری اجرا میشوند. دستور غذا حالت یا شرایط مواد خام را از نپخته به پخته تغییر میدهد. وضعیت یک رایانه، دادههای ذخیرهشده در حافظه آن است. هنگامی که برنامهای را اجرا میکند، دستورات موجود در برنامه این وضعیت را تغییر میدهند. زبانهای دستوری شامل متغیرهایی هستند که دادهها را نگه میدارند و ساختارهایی مانند حلقهها و شاخههای شرطی را مدیریت (کنترل) میکنند.
• زبانهای برنامهنویسی تصویری: غالباً اولین زبان از برنامهنویسی که کودکان با آن مواجه میشوند، برنامهنویسی دیداری یا تصویری است. در اینگونه زبانها، برنامهنویس مجموعهای از بلوکها را که در واقع نشاندهنده دستورات هستند، کنار هم قرار میدهد. بسیاری از زبانهای تصویری بهعنوان ابزار آموزشی طراحی شدهاند. آنها به کودکان یا سایر برنامهنویسان جدید اجازه میدهند بدون نیاز به حروفنگاری (تایپ) دستورات، با مفاهیم برنامهنویسی آشنا شوند و بدون نگرانی در مورد خطاهای برنامهنویسی، روی چگونگی تبدیل الگوریتم حل مسئله به برنامه تمرکز کنند.
• زبانهای برنامهنویسی شیءگرا: این سبک از برنامهنویسی شامل مفهوم اشیایی است که چیزهای دنیای واقعی را مدل میکنند. یک شیء معمولاً زمینههایی (شامل داده) و روشهایی (شامل کد) دارد که رفتارها را نشان میدهند. برای مثال، یک توپ بهعنوان یک شیء، رنگ و اندازه دارد و همچنین شامل دستوراتی برای چگونگی بازی با آن است. بهطور کلی، هر شیء در یک ردهبندی قرار میگیرد و این ردهبندی (کلاس) نشان میدهد که آن شیء خاص چگونه به نظر میرسد. زبان برنامهنویسی پایتون که در دوره اول متوسطه در درس کار و فناوری با آن آشنا میشوید، نمونه معروفی از زبان برنامهنویسی شیءگراست.
• زبانهای برنامهنویسی شیءگرا: این سبک از برنامهنویسی شامل مفهوم اشیایی است که چیزهای دنیای واقعی را مدل میکنند. یک شیء معمولاً زمینههایی (شامل داده) و روشهایی (شامل کد) دارد که رفتارها را نشان میدهند. برای مثال، یک توپ بهعنوان یک شیء، رنگ و اندازه دارد و همچنین شامل دستوراتی برای چگونگی بازی با آن است. بهطور کلی، هر شیء در یک ردهبندی قرار میگیرد و این ردهبندی (کلاس) نشان میدهد که آن شیء خاص چگونه به نظر میرسد. زبان برنامهنویسی پایتون که در دوره اول متوسطه در درس کار و فناوری با آن آشنا میشوید، نمونه معروفی از زبان برنامهنویسی شیءگراست.