در متوسطه دبیری داشتیم که به حال من بسیار افسوس میخورد و از اینکه سروزبانی نداشتم، نگران آینده من بود. میگفت در این جامعه اگر زرنگ نباشی، خورده میشوی، سعی کن زرنگ باشی. یاد بگیر که زندگی مسابقه است. اگر دیر بجنبی، عقب میافتی. اما من نتوانستم به پندهای معلمم عمل کنم. زندگی را به سبک مسابقه نگذراندم. با آرامش زندگی کردم. سبقتگرفتن از دیگران را یاد نگرفتم، چون آن را آزاردهنده میدیدم. پس، به جای آنکه به هیاهوی دویدنها و سبقتگرفتنها بیندیشم، خودم شدم و بدون اینکه دغدغه و اضطراب عقبماندن از قافله دوندگان را داشته باشم، آهسته و با آرامش رفتم و شگفت اینکه زودتر از آنها رسیدم؛ نکوشیده و نجنگیده!
در زندگی هیچگاه به دیگران رشک نبردم. شاید بهتر است بگویم که کوشیدم به دیگران حسد نورزم و گرفتار رقابت با آنان نشوم. هستی جریانی دارد که اگر با آن سازگار باشی، جلو میروی، اما باید نظام هستی را بشناسی. خلاف قاعده آن عمل نکنی و تعادل و توازنش را به هم نریزی. باید با آن هماهنگ باشی، چون زیبایی در این هماهنگی و موزونی است. رشدِ هماهنگ زیباست. افراط و تفریط باعث زشتی میشود. شاید به همین دلیل است که انسان امروز دچار نبود تعادل شده است؛ هر چند در تلاشهایش برای کسب ثروت موفق میشود، ولی وقتی به خود میآید که بسیاری از مواهب زندگی را از کف داده است.
آرایه زندگی باید متوازن و همه اجزای آن متعادل و با هم جور باشند. در بحث تعادل و زندگی به همین توازن اشاره میشود، اما نکتهای که از آن غفلت میشود، این است که زندگی انسان بینهایت وسیع است و کار جزئی از این گستره حساب میشود. پس نمیتوان آنها را در کنار هم قرار داد و تعادل را میان دو عنصری که همتراز هم نیستند جست. کار جزئی از زندگی است و باید آن را با زندگی هماهنگ کرد. کار ما نباید به زندگی ما آسیب برساند و جزء نباید کل را دگرگون کند!
این روزها در فناوریهای جدید از سامانههایی نام میبرند که برای بقا و آسیبگریزی با «جفتهای سست2» به هم پیوند میخورند، زیرا «جفتهای سخت3»، یعنی اجزایی که با هم پیوندی سخت دارند، بسیار آسیبپذیرند و به محض آنکه جزء صدمه ببیند، کل سامانه از میان میرود و متوقف میشود. اما در پیوند جفتهای سست، خرابی یک جزء فقط همان جزء را به مخاطره میاندازد و کل را دچار مشکل نمیکند. علت بسیاری از سانحهها، پیوند جفتهای سخت بوده است4. در رابطه با کار و زندگی نیز باید طوری عمل کنیم که مشکل کار به کار آسیب بزند، نه به زندگی، که کل محسوب میشود. این پندی است که از فناوریهای جدید باید بیاموزیم.
پینوشتها
1. فروغی بسطامی: یک قوم نکوشیده رسیدند به مقصود، یک قوم دویدند و به مقصد نرسیدند.
2. Loosely Coupled
3. Tightly Coupled
4. حادثه موشک چلنجر یکی از آنهاست که عملکرد بد یک شیر کوچک کل سفینه را نابود کرد.
منبع
سیدمهدی، الوانی؛ قزل، علیرضا (1395)، تفرجی از سر ناشکیبایی، تهران، نی.