علم محصول سؤال و حیرت انسانها و تلاش برای برونرفت از آن حیرت و سؤال است. درونزایی عیار سنجش علم اصیل و پاسخ به این سؤال است که آیا علم و فناوری آموختهشده و بهکاربسته در جامعه، محصول سؤال و تفکر مردم و دانایان همان جامعه است یا سؤال و جواب از جای دیگر آمده است؟ گاه مردم و اندیشمندان جامعه به سؤالی برانگیخته میشوند، میاندیشند و بالاخره با اندیشهورزی به پاسخ و کشف و یافتههایی میرسند. یافتههای آنها صورت علمی پیدا میکند، در مدرسه و دانشگاهها در فرایند یاددهییادگیری قرار میگیرد و بالاخره در منابع علمی ترویج میشود. حالت دیگر این است که جامعه نه سؤال دارد و نه جواب! اگر جواب یا جوابهایی از جای دیگر رسیدند، بیآنکه سؤال مقدر آن جواب را جستوجو کند، ممکن است از محصول آن که نظریهای علمی یا محصولی فناورانه باشد، بهرهمند شود؛ البته با حیرت و تعجب فراوان از پیدایش آن نظریه یا محصول! همانگونه که بسیاری از کشورهای غیراروپایی، پس از انقلاب صنعتی در برابر دستاوردهای علمی اروپا مانند حرکت ماشین و پرواز هواپیما و درمان بیماریها و سایر دستاوردهای علمی آن با چنین حیرتی مواجه بودند. دیری است که بعضی جامعهها از این ذهنانگیزی و سؤال و جواب باز ماندهاند و به پختهخواری علم عادت کردهاند. هر چند در این قاعده استثناهایی نیز روی داده که چون شمعی در تاریکی و تکدرختی در کویر موجب طراوت و امید شدهاند. یعنی در همان جامعههای بی سؤال و بیجواب، عدهای به محیط پیرامونی خود حساس شدهاند و با طرح سؤالاتی در پی یافتن پاسخ آن براساس تجربه و تفکر مستقل خویش برآمدهاند.
تکوین دانش تعلیموتربیت بومی
دانش تعلیموتربیت نیز در این قاعده و استثنا قرار دارد. هم شواهدی از پختهخواری در آن میتوان دید و هم برانگیختگی و اندیشهورزی و طرح سؤالهایی درباره تربیت نسل و تلاشهای تحسینبرانگیزی برای یافتن پاسخ و عمل به آن! یکی از دستاوردهای نواندیشی اروپا مدرسههای جدید بود که با اصول و پایههای معرفتشناسی، انسانشناسی و هستیشناسی جدید شکل گرفت. در واکنش به این پدیده نوظهور که منطق و کاربردی متفاوت از نظامهای آموزشی سنتی داشت، اکثر کشورهای جهان از آن استقبال کردند. بعضی کشورها با ترجمه و تقلید و اقتباس محض در یکسوی طیف و بعضی با اندیشهورزی و انطباق این مدرسهها با فرهنگ بومی یا مقاومت در برابر آن، در میانه یا سوی دیگر طیف قرار گرفتند.
مهاجران و مسافران ایرانی نیز که در سده سیزدهم هجری، مدرسههایِ نوین برخاسته از تحولات رنسانس و انقلاب صنعتی اروپا را دیدند، تردید نکردند که مدرسههای جدید باید جایگزین مکتبخانههای قدیم و کودکان و نوجوانان باید به اینگونه مدرسهها سپرده شوند. از آن پس، ترجمه کتابها و مقالهها و اقتباس از مبانی و روشهای آن مدرسهها آغاز و تاکنون استمرار یافته است. نظام تربیتمعلم، دانشکدههای علوم تربیتی، تألیف کتاب درسی و سایر نهادها و شئون تعلیموتربیت، تحت تأثیر این اقتباس شکل گرفتند و هنوز ادامه دارند.
مدرسهداران دولتی و غیردولتی که جایگزین مکتبداران قدیم شده بودند نیز در دو سر طیف قرار داشتند. هرچند مقلدان و مترجمان از نظر فراوانی و تأثیرگذاری بیش از تجربهگران اندیشهورز بودند و نظام تعلیموتربیت امروز ما تا حدود زیادی محصول تسلط تقلید و ترجمه بر تفکر و تجربه است، اما کنشگری گروه دوم نیز نظام تعلیموتربیت را در محدوده کوچکتری تحت تأثیر قرار داد. این گروه، علاوهبر نگاه به دستاوردهای نوین دانش تعلیموتربیت در غرب، به مبانی علمی و فلسفی و دینی و تجربههای گذشته بومی نیز توجه داشتند. اینان با ایمان و اعتماد به سرمایههای فرهنگ خودی، نگاه بیرونی و تقلیدی صرف را وانهادند و درباره مسائل کودکان و مدرسهها به تفکر در ارزشها و تجربههای زیسته فردی و اجتماعی خود پرداختند و برای مشکلات جاری راهحلی متمایز از راهحلهای وارداتی اندیشیدند.
تجربهنگاری تعلیموتربیت
دانش تعلیموتربیت مانند سایر علوم با مجموعهای از اصول و مبادی عقلی و تجربی شکل گرفته است. مرور و بازنمایی تجربههای تعلیموتربیت مانند هر رشته علمی دیگر، از مهمترین عوامل تکوین و بازسازی این رشته از دانش بشری است. جامعههایی که به تجربههای مدرسهداری و کلاسداری بهعنوان سرمایه دانشی نگاه کردهاند و آن را مکتوب و محفوظ داشتهاند و براساس تجربههای گذشته، حال و آینده را ساختهاند، نظامهای آموزشی موفقی را شکل دادهاند و آنها که تجربههای زیسته خویش را نادیده گرفتهاند، بهطور عمومی به ترجمه و اقتباس وابسته ماندهاند.
باید اذعان کرد، از تأسیس اولین مدرسههای جدید در ایران و حتی مکتبخانههای قدیم، منابع قابلاعتنایی از روایت گذشته در دست نیست. گویا روایتنگاری مدرسهها در کانون توجه کارگزاران و متصدیان تعلیموتربیت نبوده یا آن را مهم تلقی نکردهاند. اگر در صد و اند سال اخیر که از عمر مدرسههای نوین در ایران میگذرد، تجربههای معلمان، مربیان و مدیران مدرسهها توصیف و روایت میشد، فرصتهای متفاوتی برای نظریهپردازی، نوشتن اسناد بالادستی و برنامههای راهبردی و اجرایی فراهم بود! امروز نیز نباید تجربههای معلمان و مدیران مدرسهها و حتی دانشآموزان و پدر مادرها را از دست داد. چنین روایتهایی برای سیاستگذاریها و تنظیم اسناد بالادستی و ساخت آینده نظام تعلیموتربیت پرکاربرد و اثرگذارند. چنین روایتهایی موجب میشوند مردم، نخبگان و دولتمردان با حیاطخلوت جریان تعلیموتربیت بیشتر آشنا شوند و کنشگری بیشتری با معلمان و مدرسهها و نظام تعلیموتربیت داشته باشند.
تعلیموتربیت تعیینکنندهترین عامل ساخت آینده و پیشرفت کشور است. تجربهنگاری و روایت رویدادهای مدرسهها بهانهای است برای حساسکردن جامعه و دعوت بیشتر به اندیشیدن، مداخله و حضور بیشتر مردم و دولتمردان درباره آنچه در مدرسهها میگذرد، تا معلوم شود چگونه باید بگذرد! در این صورت، نظام تعلیموتربیت سرنوشت دیگری خواهد داشت. سودمندی دیگر مصاحبهها و خاطرات و زندگینامههای خودنوشت و روزنگارهای معلمان و مدیران مدرسهها و دانشآموزان و والدین منبعی ارزشمند برای ساخت فیلم و نگارش رمان و داستان است که خود موجب غنای ادبیات داستانی و هنری با موضوع مدرسه و تربیت خواهد شد.
تجربهنگاری مدرسه علوی
مرحوم علامه حاج شیخ علیاصغر کرباسچیان و مرحوم استاد رضا روزبه از جمله چراغهای روشنیبخش و درختان سایهگستر در شکلدادن دانش تعلیموتربیت بومیاند که نزدیک هفتادسال پیش، به این پرسش و پاسخ برانگیخته شدند و در سالهای استبداد و دینستیزی رژیم پهلوی و پس از کودتای 28 مرداد در سال 1335، مدرسه علوی را تأسیس و مسیر اندیشهورزی درباره تعلیموتربیت بومی و متعهد را در عمل هموار کردند.
این مدرسه که تاکنون زایش و رویشی تدریجی و آرام داشته است، از سرمایههای دانش بومی و قابلاتکای تعلیموتربیت کشور به شمار میرود و شواهد و علامتهای فراوان از بهرهمندی نقادانه از نظریههای پیشرفته تعلیموتربیت در عملکرد آن دیده میشود. بیتردید، تاریخ مدرسه علوی یکی از منابع معتبر در تولید دانش تعلیموتربیت بومی در جامعه ماست که مستندسازی و بازخوانی آن تاکنون به تأخیر افتاده است!
منظور از مستندسازیِ تجربهها، تبدیل دانش ضمنی و پنهانِ خارج از دسترس، به دانش صریح و آشکاری است که همگان به آن دسترسی دارند. دانش ضمنی، همانگونه که از نامش پیداست، پنهان و مستتر است و مهمترین منبع آن خاطرات و روایتهای متنوع از تجربههای زیسته افرادی است که در لایههای گوناگون مدرسه حضور داشتهاند. معلمان و مدیران و کارکنان، دانشآموزان و دانشآموختگان و پدر و مادرهایی که خدمات این مدرسه را تجربه کردهاند، همه از منابع و ذخیرههای دانش ضمنی این مدرسه به شمار میروند. هر چند مدرسه علوی با دردستداشتن میراثی از فرهنگ مدرسهداری، با استحکام و جدیت، توسط تربیتشدگان نسل اول و بنیانگذاران آن اداره میشود، اما چون تا چند سال پیش اثر مکتوبی از این تجربهها ثبت و منتشر نشده بود و بیشتر بر نقل سینهبهسینه افراد تکیه داشت، به فراموشی در گذر زمان تهدید میشد. از چند سال پیش که به همت مؤسسه مطالعاتی «متن» سلسلهمصاحبههایی با مدیران و پیشکسوتان این مدرسه و اقمار آن منتشر شده است، دغدغه و نگرانی ازبینرفتن این یادگار بزرگ فرهنگی و آموزشی کم شده است.1 اما هنوز نانوشتهها و ناگفتههایی فراوان در نسلهای اول و دوم مدرسه علوی وجود دارد که خطر پیری و فراموشی آنها را تهدید میکند و باید هر چه سریعتر آنها را دریافت!
کتاب اشارهشده حاصل شش جلسه مصاحبه با محمدحسین کرباسچیان، مدیر دوره متوسطه دوم دبیرستان علوی است که در محیط خانواده، تحت تربیت مرحوم علامه کرباسچیان بوده و دوره دانشآموزی و معلمی خود را نیز در این مدرسه گذرانده و تجربههای منحصربهفردی از زاویههای دقیق این میراث گرانبها را رمزگشایی کرده است.
محمدحسین کرباسچیان از فارغالتحصیلان دوره ششم مدرسه علوی است که پس از فارغالتحصیلی از دوره متوسطه، در سال 1346 دوره کارشناسی مهندسی شیمی را در دانشگاه شیراز گذراند و در حین سربازی، در دوره راهنمایی مدرسه علوی نیز مشغول به کار شد. پس از سربازی، به تدریس در متوسطه مشغول شد و به درخواست پدر، مرحوم علامه کرباسچیان، تاکنون خدمت فرهنگی و تربیتی خویش را در این مدرسه ادامه داده است. آقای کرباسچیان مدت ۲۹ سال زیر نظر مرحوم آقای دکتر محمدرضا خسروی، مدیر پیشین دبیرستان علوی، مدیریت داخلی مدرسه را بر عهده داشت و پس از فوت ایشان در سال ۱۳۸۱ بهطور رسمی مدیریت دبیرستان علوی را بر عهده گرفت.
در این گفتوگو که شواهد عینی و تجربهشده یک مدیر با سابقه نظام مدیریت مدرسه بازنمایی شده است، به شاخصها و مؤلفههایی اشاره میشود که برای خواننده، بهخصوص مدیران و معلمان، قابلتأمل و بعضاً قابل الگوبرداری و پیادهسازی هستند.
اقدام مؤسسه متن برای مستندسازی این تجربه تاریخی که امکان دسترسی مدیران و معلمان مدرسهها به این تجربهها را فراهم ساخته، ستودنی است. امید که با استمرار آن، این فرصت بیش از گذشته فراهم شود و با طرح و نقد آن در مجامع علمی و دانشگاهی، گامی در تکوین و تکامل و تحقق تعلیموتربیت اسلامی و بومی برداشته شود. خداوند از کلیه کسانی که در این راه گام نهادهاند، به شایستگی بپذیرد و بهترین پاداش را مرحمت فرماید.
پینوشت
1. تاکنون مصاحبههایی با مدیران، مصاحبه با معلمان دینی، مصاحبه با معلمان راهنما و تجربهنگاریهای تربیتی منتشر شده است که علاقهمندان برای مشاهده آنها میتوانند به وبگاه مؤسسه متن به نشانی mmtn.ir مراجعه کنند.