جمعه ۷ شهریور ۱۴۰۴

مقالات

به پیامبر اقتدا کنیم

  فایلهای مرتبط
به پیامبر اقتدا کنیم
حجت‌الاسلام والمسلمین، جناب آقای دکتر ناصر رفیعی محمدی، چندسالی در کسوت معلمی در مدرسه‌ها فعالیت داشته‌ است. ایشان به‌تازگی در جمع معاونان و مربیان پرورشی، مشاوران و تعدادی از معلمان مدارس استعدادهای درخشان سراسر کشور حضور پیدا کرد و به این ترتیب فرصت مغتنمی فراهم شد برای بهره‌مندی دوباره جامعه تربیتی کشور از دیدگاه‌های فرهنگی و تربیتی ایشان. شایسته دیدیم این نکات کاربردی و مفید، با عنوان «9 فرمان خداوند به پیامبر اعظم(ص)»، که عامل موفقیت آن حضرت بود، ره‌آوردی باشد برای شما. آنچه در ادامه می‌آید، گزیده‌ای از بیانات ایشان ‌(اردیبهشت 1403، در جمع یاوران مهدى جمکران) است. امیدواریم معلمان عزیز با مطالعه و تحقیق پیرامون آن‌ها، زمینه رشد و تربیت دانش‌آموزان عزیز را بیش‌ازپیش فراهم آورند.

رمز موفقیت پیامبر در تربیت

به‌راستی، رمز موفقیت پیامبر در حوزه تربیت چه بود؟ حضرت رسول جامعه‌ای جاهل و منحط را تحویل گرفتند. امیرالمؤمنین علی،‌ (علیه‌السلام)، در توصیف جامعه جاهلیت زمان حضرت محمد(صلى‌الله علیه وآله) در نهج‌البلاغه می‌فرماید: «جامعه‌ای که نه اقتصاد داشت، نه معیشت، نه سیاست داشت و نه حکومت و نه اعتقادات درست».1

پیامبر(ص) ‌چنین جامعه‌ای را تحویل گرفتند. از غار حرا که پایین آمدند، ناسزا و سنگ نثارشان شد. دیوانه و مجنون و کاهن و ساحر خطابش کردند. فقط دو نفر به رسول خدا ایمان آوردند؛ امیرالمؤمنین(ع) و خدیجه کبری(س). اما طي ۲۳ سال کار به جایی رسید که وقتی برای وداع بالای منبر رفت، همه گریه ‌کردند. یا وقتی وضو می‌گرفت، آب وضویش را به‌عنوان تبرک می‌بردند. وقتی در حج موی سر مبارک را ‌تراشید، موهایشان را برای تبرک می‌بردند. در صدر اسلام وقتی یاران و اصحاب ایشان شهید می‌شدند، خانواده و اطرافیان می‌گفتند الحمدلله پیامبر(ص) سالم است.

پیامبر(ص) در این فاصله فرود تا صعود چه کرد؟ از غار حرا که پایین آمدند، تا وقتی برای وداع از منبر بالا رفتند، این همه تحول اتفاق افتاد! چگونه در عرض بیست‌وسه سال یک تمدن ایجاد کردند؟ سلمان و ابوذر و مقداد تربیت کردند! این نکته برای شما که می‌خواهید کار تربیتی کنید بسیار مهم است.


9 اصل هدایت

پیامبر اکرم(ص) درباره رمز موفقیتش چنین می‌فرماید: «پروردگارم مرا به 9 چیز سفارش کرده است: به‌ اخلاص در نهان و عیان، به‌ عدالت در پسند و ناپسند، به‌ میانه‌روی در بینوایی و توانگری، و به اینکه درگذرم از آن که به من ستم کرده، و ببخشم بدان که از من دریغ داشته، و بپیوندم به آنکه از من بریده، و به اینکه خموشی‌ام اندیشه‌کردن باشد، و گویایی‌ام ذکر، و نگریستنم عبرت‌گیری»2 این 9 اصل را می‌توان در سه گروه دسته‌بندی کرد: اصول اعتقادی، اصول اجتماعی و اصول فردی.

 

سه اصل اعتقادی

1. اخلاص در آشکار و پنهان: اخلاص شرط موفقیت است. اگر این مهم در زندگی شما اصل باشد، می‌توانید بچه‌ها را تربیت کنید، راهنمایی کنید و به سوی خدا هدایت کنید. ابوسعید ابی‌الخیر می‌گوید:

ای نه دله ده دله هر ده یله کن

صراف وجود باش و خود را چله کن

یک صبح به اخلاص بیا در بر ما

گر کام تو بر نیاید آن گه گله کن

2. عدالت در پسند و ناپسند: ان الله یأمر بالعدل والاحسان. خداوند به عدل و احسان فرمان می‌دهد (نحل/ 90).

نباید دانش‌آموز برای معلم فرق کند. فقیر باشد یا غنی، فرزند رئیس بانک یا فرزند آیت‌الله، همه باید یکسان باشند.

3. میانه‌روی در بینوایی و توانگری: میانه‌روی و اعتدال داشته باشید و حد وسط را رعایت کنید. میانه‌روی لازمه کار تربیت است. برای هدایت بچه‌ها باید اعتدال داشت. مواظب باشیم، افراط و تفریط در تربیت اشتباه است؛ چه رهاکردن و چه سخت‌گیری.

در این خصوص حضرت علی، علیه‌السلام، می‌فرمایند: «شیوه مؤمن میانه‌روی و روشش پیمودن راه راست است».3 در هیچ کاری، حتی وضوگرفتن، بی‌مبالاتی و اسراف نکنید. زیاده‌روی در انفاق هم خوب نیست. کم‌انفاق‌کردن هم بد است.

و آنان هستند که هنگام انفاق (به مسکینان) اسراف نکرده و بخل هم نورزند، بلکه احسان آن‌ها در حد میانه و اعتدال باشد (فرقان/67).

امام صادق، علیه‌السلام می‌فرمایند: طواف می‌کردم. جوان بودم و حال خوشی داشتم. عبادت که تمام می‌شد، دوباره شروع می‌کردم. تمام که می‌شد، برای بار چندم شروع می‌کردم. عرق کرده بودم. در مسجدالحرام دستی را روی شانه‌ام احساس کردم. برگشتم دیدم پدرم امام باقر، علیه‌السلام، است، فرمودند، پسرم برو منزل. خودت را اذیت نکن. خداوند به عمل کم هم راضی می‌شود.4

شیخ عباس قمی، در سفینه‌البحار آورده است: در اقتصاد هم باید میانه‌روی کنیم. در عبادت هم نباید زیاده‌روی کنیم و دنیا را فدا کنیم و برعکس پرداختن زیاد به دنیا هم آخرت را فدا می‌کند و این هم خوب نیست. ربنا آتنا فی‌الدنیا حسنه و فی‌الاخره الحسنه(بقره/201). ما در حوزه تربیت گاهی افراط و تفریط داریم و به همین دلیل لطمه می‌بینیم.


سه اصل اجتماعی

آنچه در جلسات آموزش خانواده به زوج‌های جوان یادآوری می‌کنم، این سه اصل است که اگر به آن‌ها عمل کنند، تمام دعواها خاتمه پیدا می‌کنند. این سه اصل دوم بسیار مهم هستند. خدای رحمان به رسولش فرمود: انک لعلی خلق عظیم (قلم/ 4). و تو اخلاق عظیم و برجسته‌ای داری. خلق عظیم این سه اصل است. فرمود به پیغمبر می‌خواهی موفق شوی، أَنْ أَعْفُوَ عَمَّنْ ظَلَمَنِی وَ أُعْطِیَ مَنْ حَرَمَنِی وَ أَصِلَ مَنْ قَطَعَنِی:

1. وصل شو به کسی که با تو قطع ارتباط کرده: هر خویشاوندی که با تو قطع رابطه کرد، تو برای آشتی و وصل پیش‌قدم باش. هرگز مقابله به مثل نکن. شکایت نکن. قهر پیشه نکن. من قطعنی، او که قطع کرد، تو وصل کن.

2. عفو کن کسی را که به تو ظلم کرده: کسی که بد کرده، تو عفو کن، ببخش.

3. عطا کن به کسی که تو را محروم کرده: کسی که تو را از امری محروم کرد، تو عطا کن. رحمان باش و ببخش مثل پیامبر(ص) در فتح مکه.


سه اصل فردی

1. سکوتت همراه با تفکر باشد: اگر می‌خواهید مثل پیامبر(ص) موفق باشید، پس بسیار فکر کنید. هر وقت سکوت کردید فکر کنید. بعضی‌ها در سکوت، در فکر توطئه هستند و به نیرنگ و فریب می‌اندیشند. در فکر مکرند. این وسوسه است.

2. منطق تو یاد خدا باشد: سخنت یاد خدا باشد. اگر انسان برای خدا حرف بزند، سخنش یاد خداست.

3. نگاه تو عبرت باشد: عبرت بگیرید. به دریا می‌روید عبرت بگیرید، به صحرا می‌روید عبرت بگیرید، بهار می‌شود، عبرت بگیرید، زمستان می‌شود عبرت بگیرید.


چند توصیه به معلمان

ـ توجه به تفاوت‌های فردی دانش‌آموزان. افراد با هم فرق می‌کنند. یکی ممکن است درون‌گرا باشد و یکی برون‌گرا. یکی اجتماعی است و یکی پرحرف. نحوه تعامل مربی پرورشی با دانش‌آموزان باید فرق کند؛ استعداد افراد متفاوت است. توجه به تفاوت‌ها مهم است.

من اگر جای مربی مدرسه باشم، در همان ماه اول یک دفتر به این کار اختصاص می‌دهم و اسم هر دانش‌آموز را در آن می‌نویسم و عکسش را در کنار آن می‌زنم. مشخصات دانش‌آموز را در آن یادداشت می‌کنم. مثلاً این دانش‌آموز درون‌گراست یا برونگرا. چه جور خانواده‌ای دارد. چه نیازهایی دارد. آیا نمازخوان است یا خیر؟...

ـ توجه به نیازهای مادی و معنوی هر دانش‌آموز.

ـ توجه به خانواده‌ها. مربی و معلم حتماً باید پدر و مادر دانش‌آموزان را بشناسد. به نوع خانواده‌ها و فرهنگ آن‌ها توجه کند. شناسایی استعدادها مهم است.

مقام معظم رهبری یک جایی این شعر صائب تبریزی را خواندند: چون وا نمی‌کنی گرهی، خود گره مشو/ ابرو گشاده باش چو دستت گشاده نیست.

ـ توجه به انگیزه‌ها. باید بدانید این دانش‌آموز با چه انگیزه‌ای به مدرسه آمده است. می‌خواهد پزشک شود، یا مهندس و یا هدف دیگری دارد، آیا به ارزش‌ها اعتقاد دارد؟ آیا توجه به نماز دارد؟ آیا سؤالی در ذهنش هست یا نه؟

ـ تربیت را غیر از آموزش دیدن. تربیت مستمر و تدریجی است و اندک ‌اندک اتفاق می‌افتد. شاید ساعت‌ها زمان لازم باشد تا بتوان یک دانش‌آموز را نمازخوان کرد!

هشام بن‌حکم یک جوان منحرف بود. امام صادق، علیه‌السلام، چند جلسه با او گفت‌وگو کرد. در او تغییر ایجاد کرد. جوان تغییر کرد و بعد به یکی از یاران وفادار و همراه امام تبدیل شد؛ باور کنید کار مربی پرورشی کادرسازی است، نه انبوه‌سازی.

ـ داشتن صبر و حوصله در تربیت. کار تربیتی کار فله‌ای نیست. کار آماری نیست. مثل برف پاروکردن نیست، پارو بزنید و بریزید. تربیت کاری ذره‌ای و تدریجی است. یادآوری می‌کنم که از مهم‌ترین الزامات تربیت صبر و حوصله در این کار است.

ـ اصلاح خود، قبل از اصلاح دیگران. تا زمانی که باور و اعتقاد در خودمان تقویت نشود، نمی‌توانیم به هدایت دیگران بپردازیم. با برق‌سنج (کنتور) خاموش لامپ روشن نمی‌شود، با موتور خاموش خودرو روشن نمی‌شود!

أَفَمَنْ یَهْدِی إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یُتَّبَعَ أَمَّنْ لَا یَهِدِّی إِلَّا أَنْ یُهْدَى: آیا کسی که به سوی حق رهبری می‌‏کند، سزاوارتر است مورد پیروی قرار گیرد یا کسی که راه نمی‌‏نماید مگر آنکه [خود] هدایت ‏شود (یونس/35).


چند توصیه عملی

با تمام دانش‌آموزان چهره به چهره گفت‌وگو کنید؛ در جلسات فردی و گروهی. در فضای مجازی ارتباط بگیرید و محتوا تولید کنید.

از ظرفیت دبیران مدرسه استفاده کنید؛ به‌ویژه دبیران فیزیک، شیمی، ریاضی و ...

در کلاس‌های درسی و برنامه‌های پرورشی جاذبه ایجاد کنید. کاری کنید این جاذبه در درس‌های شما با مطالعه تاریخی، با داستان و با شواهد گره بخورد.

در دانش‌آموزان امید و اراده ایجاد کنید. این نکته خیلی مهم است.

 

بدانید، اگر در طول دوران 30 ساله خدمتتان بتوانید دو نفر را هدایت کنید، برای شما کافی است: أن یَهدِی الله بِک رَجُلاً واحِدًا خَیرٌ لَک مِمَّا طَلَعَت عَلَیهِ الشَّمس»: اگر یک نفر به دست تو هدایت شود، بهتر است از آنچه خورشید بر آن می‏‌تابد.5

 

 

پی‌نوشت‌‌ها

1. آلوسی، در بلوغ‌الادب، داستان شنفری (شاعر معروف جاهلی) را به‌صورت دقیق آورده است. آنچه در اینجا آمد، خلاصه‌ای از آن بود (بلوغ‌الادب، جلد 2: 145).

2. تحف‌العقول عن آل الرسول. ج 2: 36.

3.آمدی، ابوالفتح، غُرَرُ الحِکَم و دُرَرُ الکَلِم: دارالکتاب الاسلامی، 1501.

4. الکافی: 2/87/5 .

5. الکافی: جلد 5، ص 36.


۷۱
کلیدواژه (keyword): رشد معلم، پای درس استاد، به پیامبر اقتدا کنیم، حجت الاسلام دکتر ناصر رفیعی محمدی، حکیمه امینی
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.