جمعه ۷ شهریور ۱۴۰۴

مقالات

نگاهی انسان‌گرایانه در کار معلمی و فرایند تدریس

  فایلهای مرتبط
نگاهی انسان‌گرایانه در کار معلمی و فرایند تدریس
اگر از ما درباره دورانی که دانش‌آموز بودیم و مطالبی که به ما آموزش داده می‌شد سؤال شود، تقریباً چیز زیادی به خاطر نمی‌آوریم؛ زیرا از فرمول‌های ریاضی و شیمی و فیزیک، قواعد صرف و نحو عربی و دستورزبان (گرامر) انگلیسی مطلب چندانی در ذهن ما باقی نمانده است. لیکن خاطرات ایام تحصیل، رفتار دبیران و اتفاقات تلخ و شیرین کلاس درس را به‌خوبی و با ذکر جزئیات به یاد خواهیم آورد. برای نمونه، به‌خوبی به خاطر دارم، تقریباً ۳۰ سال پیش، دبیر درس عربی دوران راهنمایی، تعدادی از ما دانش‌آموزان را به دلیل موفقیت در درس، به‌صرف کیک فنجانی و نوشابه پرتقالی در بوفه مدرسه دعوت کرد. یا خاطراتی که معلم دوران ابتدایی‌مان تعریف می‌کرد و قصه‌هایی که برایمان می‌گفت، کاملاً در خاطرم مانده است. از این مقدمه، این نتیجه قابل استنتاج است که در کنار صلاحیت‌های علمی معلم و محتوایی که در کلاس‌های درس تدریس می‌شود، ابعاد دیگری از معلم و هنر معلمی وجود دارند که باید موردتوجه قرار گیرند، زیرا بر ذهن و روح دانش‌آموز، تأثیری عمیق و ماندگار دارند. من این بعد از کار معلمی را بعد انسانی، اجتماعی و تعاملی معلم می‌نامم و در این نوشتار تلاش دارم به شیوه‌های ارتقای انسانیت در فرایند تدریس و هنر معلمی بپردازم. مخاطب مواردی که در ادامه اشاره خواهد شد، بیشتر نومعلمان و دانشجومعلمانی هستند که در ابتدای این مسیرند و به تأمل و تفکر بیشتر در خصوص معلمی، اخلاق و فلسفه معلمی نیاز دارند.

آگاهی و بصیرت در کار معلمی

در موقعیتی فرضی، به‌تازگی خانواده جدیدی در همسایگی ما ساکن شده‌اند. در اولین برخورد با یکی از فرزندان این خانواده متوجه می‌شویم به ما توجه و سلام نمی‌کند. این رفتار باعث ایجاد کدورت در ما می‌شود و در مورد تربیت صحیح‌نداشتن فرزندان این خانواده می‌اندیشیم. ولی بعد از مدت کمی، از این فکر شرمسار می‌شویم؛ زیرا باخبر می‌شویم این فرد نابینا بوده و علت سلام‌نکردن او معلوم است! با ذکر این مثال می‌توان بهتر درک کرد که منشأ بسیاری از قضاوت‌ها و اقدامات ناصحیح در زندگی، نداشتن آگاهی‌های لازم است. به‌عنوان نمونه،‌ پزشکی که در خصوص منشأ بیماری، درک و تشخیص درستی نداشته باشد، به‌طور حتم قادر به درمان بیمار و تجویز مناسب هم نخواهد بود. این حالت در کلاس درس هم وجود دارد و بسیاری از معلمان و چه‌بسا ناخواسته دچار آن می‌شوند. سال‌ها پیش، در روستایی مرزی معلم بودم. دانش‌آموزی داشتم که برخی روزها با لباس‌های نامرتب و خاک‌آلود و بدون آمادگی در درس‌های گذشته به مدرسه می‌آمد. این موضوع برای من، به‌عنوان معلمی جوان و پرانگیزه، قابل‌قبول نبود. چه‌بسا می‌توانست باعث رفتار نادرستم شود. عاقبت روزی از دانش‌آموزم علت بی‌نظمی و بی‌توجهی‌اش به درس و تکلیف را سؤال کردم. چقدر شرمنده شدم از اینکه فهمیدم این دانش‌آموز روزهایی از هفته، پیش از آمدن به مدرسه، برای کمک به خانواده، روی زمین کشاورزی و تراکتور کار می‌کند و این علت خاکی‌بودن گاه و بیگاه لباس‌های او و دلیل انجام‌ندادن تکلیف‌های درسی‌اش بوده است.

این تجربه باعث شد تلاش کنم اطلاعات خود را در مورد دانش‌آموزان کلاس‌هایم بیشتر کنم. به این نتیجه رسیدم هر قدر بیشتر از آن‌ها و شرایط زندگی آن‌ها بدانم، کمتر دچار چنین پیش قضاوت‌ها و چه بسا رفتارهای نادرست خواهم شد.

راهکار عملی: در ابتدای سال تحصیلی، تا جای ممکن و پیش از شروع هر کلاس، در مورد دانش‌آموزان خود در زمینه‌های خانوادگی، اجتماعی، اقتصادی، سابقه تحصیلی، رفتاری، علاقه، استعداد، روحیه، بیماری احتمالی، هدف، نقاط قوت و ضعف و ... اطلاعات به دست آوریم. این اطلاعات را می‌توان از مسئولان آموزشگاه، معلمان سال‌های گذشته دانش‌آموران، والدین و حتی خود دانش‌آموزان کسب کرد. در نهایت، تجمیع این اطلاعات به شکل‌گیری آگاهی و بینش معلم درباره دانش‌آموزان کلاس منجر خواهد شد. چنین معلمی در مواجهه با هر ناهنجاری رفتاری یا افت تحصیلی دانش‌آموز، قادر به اتخاذ تصمیم درست و قضاوت صحیح خواهد بود.

 

تأثیر علاقه و عاطفه در کلاس درس

هر تعامل، کنش و واکنش اجتماعی، اگر بر مبنای محرک‌ها و انگیزه‌های درونی باشد، احتمال کسب موفقیت و نیل به اهداف در آن بیشتر خواهد بود. در این میان، عنصر عشق و علاقه از جمله مهم‌ترین انگیزه‌های درونی در افراد است و اگر در کلاس درس وجود داشته باشد و علاقه متقابل میان معلم و دانش‌آموزان کلاس اتفاق بیفتد، ضامن موفقیت معلم در کلاس‌داری و عامل مهمی در ارتقای کیفیت آموزش و تربیت در آن است. در واقع می‌توان ادعا کرد، اگر معلم کلاس به‌جز ایجاد علاقه هیچ کار دیگری هم انجام ندهد، نیمی از راه را طی کرده است، زیرا دانش‌آموزان به خاطر عشق و علاقه‌ به معلم خود، در پی کسب رضایت او برمی‌آیند و با جان و دل در فرایندهای یاددهی‌یادگیری کلاس مشارکت می‌کنند. به قول مولانا:

رشته‌‌‌ای بر گردنم افکنده دوست

می‌کشد هر جا که خاطرخواه اوست

احتمالاً این سؤال در ذهن شما هم ایجاد شده است که چگونه می‌توان علاقه را در دل دانش‌آموزان ایجاد کرد؟ پاسخ این است که ابتدا معلم کلاس باید قدم اول را بردارد و دانش‌آموزانش را دوست بدارد. آن هنگام که دانش‌آموز این محبت را درک کند و ببیند، به‌طور متقابل او نیز محبت معلم بر دلش می‌نشیند. در واقع در اینجا کنش و واکنشی اجتماعی روی می‌دهد. خود من این موضوع را به‌دفعات در مدرسه و دانشگاه تجربه کرده‌ام. یعنی هر گاه دانش‌آموزان و حتی دانشجویان کلاسی را بیشتر دوست داشته‌ام، به طرز عجیبی شاهد محبت متقابل آن‌ها بوده‌ام و هر وقت به دلایلی در کلاسی، رفتارم رسمی‌تر و بدون عنصر محبت قلبی بوده، همان رفتار را از جانب مخاطبان در کلاس درس شاهد بوده‌ام!

راهکار عملی: توصیه من به معلمان این است که مهارت دوست‌داشتن را تمرین کنید. از همان روز نخست که وارد کلاس می‌شوید، در رفتار، گفتار و حتی نگاه خود، این علاقه را بیان کنید. محبت همانند کلیدی است که هر قفلی را باز می‌کند. دانش‌آموزان در همان جلسه‌های نخست آن را درک می‌کنند و پاسخ می‌دهند. نکته مهم این است که در این خصوص نباید میان دانش‌آموزان تفاوتی قائل شد.

 


دانش‌آموز به‌مثابه انسان

یکی از ایده‌های اساسی کانت (1394)، فیلسوف آلمانی، این بود که انسان‌ها وسیله و ابزار نیستند و خود انسان باید هدف تلقی شود. وجود این نگرش در کلاس درس ضرورت بسیار دارد. معلمی که به دانش‌آموزان خود نگاه ابزاری ندارد و آنان را همچون خود، انسان قلمداد می‌کند، سطح بالایی از موفقیت و کنش‌های عالی انسانی را تجربه خواهد کرد. در چنین حالتی، دیگر به زبان، قومیت، رنگ، جنسیت، باورها و سطح مالی دانش‌آموز توجه نمی‌کند و به‌جای آن‌ها، وجود خود او برای او، به‌عنوان معلم، واجد ارزش خواهد بود. دانش‌آموز مانند ما و فرزند ماست. اینجاست که می‌توان پیش‌بینی کرد، آنچه در کلاس روی می‌دهد، جلوه‌هایی از درخشش رفتارهای انسانی و خالصانه خواهد بود. نکته حائز اهمیت این است که معلمان در بسیاری مواقع به‌طور ناخواسته دچار سوگیری در کلاس درس می‌شوند و به برخی از دانش‌آموزان توجه بیشتری می‌کنند. چنین رویکردی به‌سرعت باعث حساسیت و واکنش منفی دانش‌آموزان خواهد شد.
 

راهکار عملی: مطالعه کتاب، سفر کردن، آشنایی با دیگر جامعه‌ها و فرهنگ‌ها، یادگیری زبان دوم، انجام فعالیت‌ هنری، تفکر و در نهایت تمرین برای مهار احساس و هیجان‌های منفی مىتواند مفید باشد. نتیجه چنین تجربه‌هایی این است که متوجه می‌شویم انسان‌ها با یکدیگر در گوهر انسانی مشترک هستند و کسی بر دیگری برتری ندارد. چنین بینشی باعث می‌شود در کلاس درس و در تعامل با دانش‌آموزان شیوه‌ای انسانی را پیش بگیریم.

 

اخلاق در کلاس درس

انسان‌ها ذاتاً به دنبال کسب منفعت بیشتر هستند. اگر رفتارهای روزمره خود را صادقانه بررسی و قضاوت کنیم، مصداق‌های فراوانی را از این طبیعت سودگرایانه خود خواهیم یافت. این خصلت آدمی فی‌نفسه ایرادی ندارد، ولی اگر حالت افراطی پیدا کند و باعث شود از دیگران و منافع و خواسته‌های آنان غفلت شود، نشانه آن است که دچار بی‌اخلاقی شده‌ایم. در واقع، فرد غیراخلاقی فقط خود را می‌بیند، ولی انسان اخلاقی در محاسبات خود دیگران را هم در نظر می‌گیرد و در کنار توجه به منافع شخصی، به دیگران و منفعت آنان هم توجه می‌کند. به بیان دیگر، انسان اخلاق‌مدار از خودخواهی فاصله می‌گیرد و دیگرخواهی در او پررنگ است. با این توضیح، می‌توان ادعا کرد معلم اخلاقی فقط به دنبال کسب منفعت شخصی و بهره بیشتر اقتصادی از کلاس درس نیست، بلکه خیرخواه دانش‌آموزان است و می‌کوشد بیشترین منفعت را که همان یادگیری با کیفیت است، عاید دانش‌آموزان کند. 

راهکار عملی: پیش‌نیاز رسیدن به چنین سطحی از اخلاقی‌بودن، داشتن مهارت «خود را به جای دیگران گذاشتن» است که با کمک‌گرفتن از «تخیل اخلاقی» صورت می‌پذیرد. در واقع، مطابق حدیث امام علی(ع) که: «با دیگران به‌نحوی رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار کنند» (اصول کافی، ج2، ص146)، معلم اخلاقی خود را به جای دانش‌آموزان قرار می‌دهد و از نگاه آنان انتظاراتشان از معلم را با خود مرور می‌کند. بعد در جایگاه واقعی خود قرار می‌گیرد و به همان انتظارات عمل می‌کند. البته کسب چنین مهارتی چندان ساده نیست و به تمرین و ممارست بسیار نیاز دارد.

مثال اول: من دانش‌آموزی هستم که به دلیل کسالت نتوانسته‌ام برای آزمون درس ریاضی آمادگی لازم را کسب کنم. می‌دانم که معلم کلاس در تدریس کوتاهی نکرده است، ولی این انتظار را دارم که مشکل ناخواسته مرا درک کند و به من فرصت مجدد جبران بدهد. من که خود را به‌صورت ذهنی به جای این دانش‌آموز فرض کرده‌ام، متوجه می‌شوم انتظار منطقی این دانش‌آموز چیست و در اینجا اخلاق حکم می‌کند در حد توانم خواسته او را اجابت کنم و بی‌تفاوت نباشم.

مثال دوم: سال‌ها پیش و در دوران کرونا، کلاسی را بر‌عهده داشتم که برای دانشجویان بسیار حائز اهمیت بود، زیرا شرط فارغ‌التحصیلی و استخدام آن‌ها قبولی در این درس قرار داده شده بود. از بد روزگار، یکی از دانشجویان خانم به‌سختی دچار بیماری کرونا شد و در آزمون نهایی شرکت نکرد. پس از مدتی با من تماس گرفت و در حالی که فشار بیماری و ترس از قبول‌نشدن کسالت او را تشدید کرده بود، خواهش کرد فرصت دیگری به او بدهم. برای لحظاتی خودم را جای او قرار دادم و احساس فردی بیمار را که فرصت حضور در آزمون را نداشته است، با خود تجربه کردم. به‌آسانی متوجه شدم نپذیرفتن درخواست آن دانشجو دور از انصاف و انسانیت است.


اتخاذ تصمیم صحیح در مواجهه با مشکلات رفتاری و تحصیلی دانش‌آموزان

معلم انسان‌گرا نسبت به مشکلات رفتاری و تحصیلی دانش‌آموزان بی‌تفاوت نیست. او همواره در پی حل مسائل کلاس درس خود است. زود قضاوت نمی‌کند و به‌سرعت تصمیم نمی‌گیرد. در ابتدا به دنبال پیشگیری است و سپس درمان را دنبال می‌کند. حفظ حرمت و شخصیت دانش‌آموزان برای او اصلی اساسی است. هیچ‌گاه او را از کلاس منفک نمی‌کند و راه جبران و بازگشت را برای او باز می‌گذارد. معلم انسان‌گرا صبور است و کینه و نفرتی از دانش‌آموزان خود ندارد.

مثال: سال‌ها پیش در دانشگاه کلاسی را بر عهده داشتم که بسیار شلوغ بود. بنا به دلایلی، در جلسات ابتدای نیمسال، با دانشجویان دچار اختلاف‌نظر شدم. در نهایت در یکی از جلسات تدریس، برخی از دانشجویان حرمت کلاس و استاد را زیر پا گذاشتند. با آنکه این رفتار باعث رنجش من شد، ولی در نهایت به حکم انسانیت و اخلاق معلمی، آن‌ها را بخشیدم و در ارزشیابی نهایی آن‌ها، دخل و تصرفی نکردم. اکنون که سال‌ها از آن رویداد می‌گذرد، برخی از همان دانشجویان، همکار من شده‌اند و ارتباطی دوستانه میان ما شکل گرفته است. رفتار منطقی من این حسن را داشت که در عمل به دانشجویان درس بخشش و صبر دادم. اطمینان دارم همان دانشجویان که اینک لباس معلمی بر تن کرده‌اند، در موقعیت‌های مشابه، رفتاری منطقی و صبورانه در پیش خواهند گرفت.

راهکار کاربردی: نومعلمان از انگیزه و انرژی فراوانی برخوردارند؛ لیکن به دلیل تجربه اندک، احتمال خطای بیشتری هم دارند. یکی از بهترین شیوه‌ها برای مدیریت رفتار آنان، تمرین برای دوری از رفتار هیجانی و قضاوت و اتخاذ تصمیم سریع است. یعنی تا جای ممکن در مورد دانش‌آموزان با صبر و حوصله رفتار کنند و تا حد امکان دیرتر تصمیم بگیرند و اقدام کنند. زیرا معلمان نیاز دارند همواره در تفکر باشند و اقدامات و رفتارها و مشکلات و مسائل کلاس را در ذهن خود بررسی کنند. تصمیم‌هایی که دیرتر اتخاذ شوند، عاقلانه‌تر و بدون تأثیرپذیری از هیجانات زودگذر خواهند بود و این به انصاف، عقلانیت و همچنین انسانیت نزدیک‌تر است.

 
 

منابع

1.‌ امانوئل کانت (1394). بنیاد مابعدالطبیعه اخلاق. ترجمه حمید عنایت. خوارزمی. چاپ دوم. تهران.

2. نهج‌البلاغه (1385). ترجمه محمد دشتی. مؤسسه فرهنگی تحقیقاتی امیرالمؤمنین(ع). نامه شماره ۳۱.

3. کلینی، محمدبن یعقوب. اصول کافی. ترجمه سید راشدی (1388). اجود. قم.

 

 

۹۷
کلیدواژه (keyword): رشد معلم، رویکرد تربیتی، او فرزند ماست، نگاهی انسان‌گرایانه در کار معلمی، فرایند تدریس، جعفر چراغیان
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.