جمعه ۷ شهریور ۱۴۰۴

مقالات

رؤیای شیرین کارگاه

  فایلهای مرتبط
رؤیای شیرین کارگاه

اگر اغراق نکرده باشم، یکی از مهم‌ترین دلایلی که باعث شد بعد از دوره راهنمایی (متوسطه اول فعلی)، در متوسطه دوم، هنرستان را برای ادامه تحصیل انتخاب کنم، برنامه کارگاه هنرستان بود؛ روزهایی که کیف پر از کتاب و دفتر را در خانه جا می‌گذاشتیم و شاد و سرحال و سبک‌بال دوان‌دوان به هنرستان می‌رفتیم. بچه‌های کلاس دوست داشتند جای روزهای تعداد کلاس و کارگاه عوض می‌شد. یعنی چهار روز می‌رفتیم کارگاه و فقط دو روز کلاس داشتیم. اما حیف برنامه ساعت‌های درسی دست ما نبود و نظام آموزشی آن را طراحی کرده بود. در کارگاه آن‌قدر به بچه‌ها خوش می‌گذشت که دوست نداشتند ساعات به‌سرعت بگذرد. حال بچه‌ها در کارگاه خوب بود. حسابی احساس آرامش می‌کردند. احساس بچه‌ها شاید به خاطر به‌کارافتادن خلاقیت‌هایشان، مشاهده دست‌سازها و قطعه‌کارها یا فضای پرانرژی و پرتحرک کارگاه بود.

خلاصه، برنامه کارگاه در هنرستان یک‌ طرف و مابقی هنرستان طرف دیگر. یادم می‌آید، شب‌هایی که فردایش کارگاه داشتیم، زودتر می‌خوابیدم تا در کارگاه سرحال باشم. فکر می‌کنم همین حس را هم‌کلاسی‌هایم نیز داشتند. صبح روزی که کارگاه داشتیم، حال و هوای بچه‌های کلاس طور دیگری بود. صورت‌ها بشاش بود. روحیه‌ها بالا بود. همه پرانرژی بودند و گذشت زمان را حس نمی‌کردند. بوی خاص کارگاه، بوی قطعه‌ ‌کار و آهن و بوی آب و صابون، بوی روغن، صدای چرخش چرخ‌دنده‌ها و صدای ماشین‌ها، موسیقی متن دل‌نشینی بود که هوا و فضا را رؤیایی و دل‌چسب می‌کرد.

اینکه یک هنرجو نقشه قطعه‌کاری را دریافت کند، با مواد و قطعه‌کار خامِ در اختیارش، کارها و عملیاتی انجام بدهد و با هنرنمایی خود آن ماده خام را به قطعه‌ای زیبا، کاربردی و به‌دردبخور تبدیل کند، چنان حس خوب و دل‌نشینی به نوجوان هنرجو می‌داد که نمی‌توانستی آن را با هیچ حس دیگر مقایسه کنی. به‌طور مثال، وقتی قطعه آهن سیاه و سردی را به شما تحویل بدهند، شما با انجام عملیات و به‌کارگیری مهارت‌هایی که از استادان آموخته‌ای، آن را به دستگیره پنجره یا لولای در یا گیره تبدیل کنی و بدانی تویی که توانسته‌ای قطعه‌ای با فایده و کاربردی تولید کرده باشی، بهترین حسی بود که نوجوان و هنرجو می‌توانست داشته باشد؛ درست شبیه حس نقاشی که تابلویی زیبا را روی بوم نقاشی خلق کرده باشد!

تولیدات کارگاه می‌توانست اعتمادبه‌نفس زیادی به هنرجوی نوجوان بدهد. اعتمادبه‌نفسی که بعدها در جای‌جای زندگی به دردش می‌خورد و کارساز بود. به همین دلیل، بعدها وقتی هم‌کلاسی‌هایم بزرگ شدند، اثرات خوبی را که درس‌های کارگاه به آن‌ها آموخته بود، در موفقیت‌های شخصی‌شان، در زندگی‌هایشان، به‌خوبی مشاهده کردم. آن‌ها غالباً نسبت به اطرافیان شخصیت مقاوم‌تر، خلاق ترو موفق‌تری داشتند.

در کنار حال و هوای خوب و فضای فنی و مهارتی کارگاه، حضور مهندسان و استادکارهای باسواد و مهربان فضای کارگاه را دوچندان دل‌نشین و دوست‌داشتنی کرده بود. یادم می‌آید، در کارگاه مکانیک عمومی، انبار قطعات و ابزار داشتیم. صبح‌ها هنرجویان باید با توجه به نوع تولید قطعه‌ای که داشتند، از انبار کارگاه ابزار لازم و مواد موردنیاز آن قطعه را تحویل می‌گرفتند. مسئول انبار کارگاه، آقای قنبری، مردی میان‌سال، کوتاه‌قد، گندمگون و خوش‌خنده و بسیار دوست‌داشتنی بود. او می‌دانست چطور با برخوردهای نرم و مهربانانه دل هنرجویان را به دست بیاورد. آقای قنبری بسیار باهوش و دقیق بود. او در کارش استادی واقعی بود. همیشه همراه و کمک‌کار هنرجویان بود و هر چه را در انبار داشت، از هنرجویان دریغ نمی‌کرد. برخوردهای مثبت و خوب او با هنرجویان باعث شده بود فضای کارگاه دوست‌داشتنی‌تر بشود. او مانند استاد، وقتی می‌فهمید چه قطعه کاری باید بسازی، به‌درستی ابزار مناسب را در اختیارت قرار می‌داد. مثل پدری مهربان با هنرجویان برخورد می‌کرد و هوای آن‌ها را داشت. نقش معلمان درس‌فنی و حساب‌فنی هم در علاقه‌مندی بچه‌ها نسبت به کارگاه خیلی زیاد بود. استادکارهای کارگاه همیشه جزو بهترین معلمان ما بودند. بچه‌ها از صمیم قلب به آن‌ها عشق می‌ورزیدند. آن‌ها را خیلی دوست داشتند. آن‌ها با مهارت بالا، کارهای مهم و بزرگی را در کارگاه به بچه‌ها یاد می‌دادند. نکته قابل‌توجه این بود که هیچ‌گاه به‌طور مستقیم خودشان در ساختن قطعه دخالت نمی‌کردند. اجازه می‌دادند هنرجویان خودشان صفر تا صد ساخت قطعه‌و وسیله را تجربه کنند و کمتر در انجام کارها دخالت می‌کردند.

معلم‌های کارگاه حواسشان به تمام جنبه‌های تربیتی بچه‌ها بود. در کنار آموزش مهارت‌های فنی، به امور فرهنگی و جمعی و کار گروهی و عمومی اهمیت می‌دادند. به خاطر می‌آورم، در یکی از روزهای کارگاه، حسابی سرمان گرم کار بود. جناب مهندس هاشمی، معلم دوست‌داشتنی کارگاه، نزدیک ظهر بچه‌ها را در محوطه باز کارگاه جمع کرد. در باب همکاری و کمک جمعی و نظافت عمومی برایمان صحبت کرد. بچه‌ها از آقای هاشمی حساب می‌بردند و حرف‌هایش را با جان و دل می‌پذیرفتند. او در امور کارهای کارگاهی تجربه زیادی داشت. از طرف دیگر خیلی خوش‌برخورد و خنده‌رو بود. در مهارت‌های کارگاهی نکات ظریف و مهمی به بچه‌ها می‌آموخت. همیشه با لبخندش و شوخی‌های بامزه سعی داشت محیط کارگاه را با نشاط و شاد نگه دارد. در آن روز، آقای هاشمی به بچه‌ها گفت: «بچه‌ها فضا و محیط هنرستان خیلی بزرگ است. کار نظافت و تمیزی آن برای مستخدمان خیلی سخت است. به آن‌ها فشار زیادی می‌آید و حسابی خسته می‌شوند. چند روزی است حیاط و راهروها کثیف شده است. بیایید امروز یک ساعت از زمان کارگاه را به نظافت کلی هنرستان اختصاص بدهیم و باری را از دوش مستخدمان هنرستان برداریم. از این طریق به آن‌ها خسته نباشید بگوییم و بفهمیم برای تمیزبودن هنرستان چقدر دیگران زحمت می‌کشند. از طرف دیگر، به بقیه بچه‌های هنرستان بفهمانیم روی زمین زباله نریزند و محیط آموزشی را تمیز نگه دارند.

البته در مشارکت بچه‌ها در آن کار جهادی هیچ اجباری وجود نداشت. آن روز بچه‌های داوطلب به همراه آقای هاشمی جارو و تی به‌دست، حیاط هنرستان و راهروها و حتی سرویس‌های بهداشتی هنرستان را تمیز کردند.

آقای هاشمی با آن کار ارزشمند فرهنگ‌سازی خوبی در هنرستان انجام داد. حرکت آن روز باعث شد بچه‌های سایر رشته‌ها هم تحت تأثیر قرار بگیرند. از آن روز به بعد، در طول ماه هر هفته یکی از رشته‌ها همراه معلم کارگاه نظافت عمومی هنرستان را انجام می‌داد. نتیجه آن کار باعث شده بود محیط هنرستان و سرویس‌های بهداشتی از تمیزی و نظافت برق بزنند و محیط هنرستان برای هنرجویان و معلمان دلپذیرتر باشد.

 

نقش‌آفرینی هنرستان در دفاع مقدس

در دوران تحصیل ما در هنرستان، کشور در جنگ نابرابر و ظالمانه‌ای درگیر بود. همه مردم از هر قشری دوست داشتند سهمی در دفاع مقدس داشته باشند. بین نوجوانان و جوانان این حس بیشتر بود. آن‌ها دوست داشتند دین خود را به میهنشان ادا کنند. اگر در کلاس‌های هنرستان در رشته‌های متفاوت پرس‌وجو می‌کردی، متوجه می‌شدی از هر کلاس چندین نفر به جبهه‌ها اعزام شده بودند و در خط مقدم با دشمن می‌جنگیدند. تعداد هنرجویان و معلمان شهید هنرستان ما نسبت به جمع هنرستان زیاد بود. بچه‌هایی که در کلاس درس حاضر می‌شدند و جای خالی شهدا و رزمندگان را می‌دیدند، حسابی به فکر فرو می‌رفتند و احساس نوعی شرمندگی می‌کردند. روی همین حساب، همه دوست داشتند در دفاع مقدس نقشی داشته باشند. آن نقش می‌توانست پشت جبهه را نیز در بر بگیرد. میدان کمک‌رسانی به جبهه‌ها فقط در جنگیدن و حضور در خط مقدم خلاصه نمی‌شد. برای اینکه یک رزمنده بتواند در خط مقدم جبهه خوب بجنگد، نیاز بود چندین نفر در پشت جبهه در بخش‌های تدارکات و تسلیحات و تهیه مهمات نقش‌آفرینی کنند. کارگاه‌های هنرستان‌ها می‌توانستند برای فراهم‌کردن مهمات جبهه نقش مهمی ایفا کنند. آمریکا، این شیطان بزرگ، و دشمن ایران، به کشورهای دنیا فشار می‌آورد تجهیزات و تسلیحات موردنیاز جبهه جنگ را به ایرانی‌ها نفروشند. روی همین حساب، کمبود مهمات و انواع تجهیزات به وجود آمده بود. تا جایی که حتی سیم‌خاردار نیز به کشور ما نمی‌فروختند، چه رسد به مهمات و جنگ‌افزار نظامی! تنها دو سه کشور، آن‌هم با کلی اما و اگر، به ما مهمات و سلاح می‌فروختند.

مهندسان و کارخانه‌های داخلی دست‌به‌کار شده بودند. همگی به پای کار آمده بودند تا با ابتکارات و اختراعات خود، سلاح و مهمات تولید کنند. طرحی آماده شده بود تا از امکانات کارگاه‌های هنرستان‌ها و کارخانه‌ها در کشور برای کمک به جبهه جنگ استفاده شود.

هم‌کلاسی‌هایم وقتی طرح تولید قطعاتی از مهمات را در کارگاه شنیدند، سر از پا نمی‌شناختند. قرار شد بخشی از ساعت کارگاه و بخشی هم ساعت اضافه و بعد از تعطیل‌شدن ساعت رسمی هنرستان، به تولید مهمات اختصاص پیدا کند. به این ترتیب فرصت خوبی به وجود آمده بود تا بچه‌ها دینشان را به کشور ادا کنند و در دفاع از کشور سهمی داشته باشند. بر همین اساس، ساعت‌ها در هفته داوطلب می‌شدند تا بیشتر در کارگاه بمانند و قطعات موردنیاز مهمات را تولید کنند. کارگاه حتی روزهای جمعه هم فعالیت می‌کرد. کارگاه‌های مکانیک عمومی و برق و اتومکانیک در آن کارزار نامتعارف و ناعادلانه، شب و روز نمی‌شناختند. به‌طور تمام‌وقت و با ظرفیت بالا در کار تولید مهمات و سایر نیازهای جبهه انجام ‌وظیفه می‌کردند. در این بین، هنرجویان با راهنمایی‌های استادان خود به کار بزرگی دست می‌زدند. آن‌ها قطعه‌های موردنیاز تسلیحاتی کشور را در حد توان خود تولید می‌کردند. شور حال وصف‌ناشدنی آن روزهای کارگاه هنرستان شهید موافق را مگر می‌شود فراموش کرد!

 

 

۲۸
کلیدواژه (keyword): رشد هنرجو، هنرستان، رویای شیرین کارگاه، علی اصغر جعفریان
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.