جمعه ۷ شهریور ۱۴۰۴

مقالات

معلم خوب من

  فایلهای مرتبط
معلم خوب من
کیمیای ریاضیات

کیمیا مهری سال ۱۳۶۲ در شهرستان بیجارِ کردستان متولد شد. در ۲۲ سالگی با مدرک لیسانس به عنوان دبیر ریاضی در دوره دوم متوسطه مشغول کار شد. بعد از ۱۳ سال تدریس در دبیرستان‌های بیجار، در سال ۱۳۹۷ به شهر کرج (ایران کوچک) منتقل شد و در دوره اول متوسطه به تدریس ادامه داد. آنجا به خاطر علاقه‌ای که به علوم رایانه و برنامه‌نویسی داشت، با چند تن از همکارانش مؤسسه کشوری «جئوجبرای ایران» را تأسیس کردند. اعضای این مؤسسه منابع آموزشی زیادی طراحی کرده‌اند که به صورت محتوای افزوده‌ای از نوع رمزینه پاسخ سریع (کیو آر کد) در کتاب‌های درسی ریاضی استفاده شده‌اند.

جئوجبرا1 نرم‌افزار شیرین‌کننده مفاهیم سختِ ریاضی است و یادگیری ریاضی را مثل آب‌خوردن آسان می‌کند! باید بگوییم هر دانش‌آموز و معلمی هم که تا حالا سراغش نرفته و حالش را نبرده است، در حق خودش کوتاهی کرده. خانم مهری و دوستان جئو‌جبرایی‌شان با «دفتر تألیف کتاب‌های درسیِ» سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی نیز همکاری دارند و تاکنون دوره‌های آموزشی حضوری و مجازی زیادی برای معلمان، دانشجویان و دانش‌آموزان برگزار کرده‌اند.

 

پا در کفش پدر!

در کلاس‌های ریاضی، همیشه داوطلب حل مسئله‌ها پای تخته بود. برای همین معلم‌ها «استاد» صدایش می‌کردند. پدرش معلم ریاضی بود و کیمیا از همان دوران کودکی سعی می‌کرد پا در کفش بابا کند. یکی از آرزوهایش هم این بود که مثل او ریاضی درس بدهد. او حتی در اوقات فراغت و زنگ‌های تفریح، به سؤال‌های دوستانش پاسخ می‌داد و اشکال‌های آن‌ها را برطرف می‌کرد. غیر از ریاضی به رایانه و برنامه‌نویسی هم علاقه زیادی داشت. برای همین سر دو‌راهی مانده بود و نمی‌دانست کدام را برای ادامه تحصیل انتخاب کند. اما در نهایت نتوانست پایش را از کفش پدر بیرون آورد و در دانشگاه خوارزمی تهران، مشغول تحصیل در رشته «آموزش ریاضی» شد. کیمیا دائم به فکر ارتقای خودش بود و علاقه به برنامه‌نویسی هم چیزی نبود که بتواند بی‌خیالش بشود.

بعد از حسرت‌خوردن‌های زیاد، روزی در یکی از شماره‌های مجله «رشد آموزش ریاضی»، به‌طور اتفاقی با نرم‌افزار جئوجبرا آشنا شد. نویسنده مقاله توضیحات جالبی درباره خاصیت‌ها و هنرهای این نرم‌افزار داده و ادعا کرده بود، هر کس فکر می‌کند ریاضی ریشه در ریاضت دارد، به خاطر این است که هنوز با جئو‌جبرا آشنا نشده. به این‌ترتیب با کاربردها و جذابیت‌های این نرم‌افزار در تدریس ریاضی و یادگیری مفهوم‌های آن آشنا شد و توانست خودش را باز هم ارتقا بدهد.

با این نرم‌افزار کلی بازی‌های آموزشی و آزمایش‌های ریاضی طراحی کرد و فرصت‌های جدید و جذاب‌تری برای یادگیری ریاضیِ دانش‌آموزانش به‌وجود آورد. آن‌ها هم از به‌کارگیری فناوری در آموزش خود بسیار راضی بودند و حسابی با فرمول‌ها و معادله‌ها تفریح می‌کردند. طوری که گاهی یادشان می‌رفت زنگ خورده است. برای همین در کلاس می‌ماندند تا بازی‌های ریاضی را با دوستان خود ادامه دهند.

حالا خانم مهری به معلم محبوب مدرسه تبدیل شده بود و شاگردانش احتمالاً به این فکر می‌کردند که در آینده پا در کفش او کنند.

 

قول و قرار شیرین

خانم مهری به خاطر شغل همسرش به یکی از شهرهای دورافتاده استان کردستان منتقل شده بود. اولین روزی که در آن مدرسه شبانه‌روزی مشغول به کار شد، شش دانش‌آموز دخترِ گریزان از ریاضی در کلاس نشسته بودند.

می‌گفتند: «ما علاقه‌ای به رشته ریاضی نداریم، اما مسئولان اصرار دارند، برای اینکه جنس مدرسه جور باشد، این رشته را ادامه بدهیم. اصلاً این قضیه تالس و نیمساز مثلث و مساحت ذوزنقه به چه دردمان می‌خورد؟!»

کیمیا خانم بعد از سلام و احوال‌پرسی و معرفی خودش، متوجه شد کار سختی در پیش دارد و باید این تصور کلنگی از ریاضیات را در ذهن بچه‌ها بکوبد و از نو بسازد.

او که همان جلسه اول خودش را در دل بچه‌ها جا کرده بود، از آن‌ها خواست چند هفته با او همراه باشند و به حرف‌هایش گوش کنند. اگر باز هم علاقه‌ای به ریاضی پیدا نکردند، با مسئولان صحبت می‌کند تا بتوانند در رشته‌ای غیر از ریاضی ادامه تحصیل دهند. مدتی طول کشید تا دخترها را با شیرینی‌های ریاضی آشنا و به آن‌ها ثابت کند با ریاضی، دنیا جای بهتری برای زندگی خواهد بود. آن دانش‌آموزان گریزان از ریاضی خودشان هم نفهمیدند چطور دلباخته مثلث متساوی‌الساقین و سینوس و تانژانت شدند. وقتی به خود آمدند، دیدند که سه سال است از درس‌های خانم مهری لذت می‌برند و به‌زودی در رشته ریاضی فارغ‌التحصیل خواهند شد!

وقتی باز هم خانم مهری به دلیل شغل همسرش به شهر دیگری منتقل می‌شد و مجبور بود آنجا را ترک کند، دانش‌آموزانش موقع خداحافظی با اشک بدرقه‌اش کردند. او هم همراه آن‌ها چند دقیقه‌ای اشک ریخت. اما همگی خوش‌حال بودند که در کنار یکدیگر اتفاق شیرینِ زندگی‌شان رقم خورده بود.

چند سال بعد، یکی از دخترهای آن مدرسه در فضای مجازی توانست او را پیدا کند. خبر خوب این بود که همگی از مهارت تفکر و اعتماد‌به‌نفسی که تحصیل در رشته ریاضی به آن‌ها بخشیده بود، رضایت داشتند و خوش‌حال بودند از اینکه با مهربانی‌های کیمیا‌خانم راهشان را پیدا کرده بودند. طوری که ادعا می‌کردند اگر دوباره به عقب برگردند، باز همین راه را انتخاب می‌کنند. همگی در آزمون سراسری رشته ریاضی شرکت کرده بودند. برخی شاغل شده بودند و برخی در حال ادامه تحصیل در دوره‌های بالاتر بودند.

 

 

پی‌نوشت‌

1. GeoGebra

 

 

۳۳
کلیدواژه (keyword): رشد برهان متوسطه اول، باغ خاطرات، معلم خوب من،مؤسسه جئوجبرای ایران،کیمیای ریاضیات، حبیب یوسف زاده
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.