نسیم مهر می آرد شمیم دین ودانایی
قلم بر دوش دست ما کند مشق توانایی
بخوان آماده باش، ای لشکر صاحب زمان، آری!
دگرگون کن دل ما را چه ضربآهنگ مانایی!
به بال غیرت و عزّت،برو تا اوج فرداها
بزن طرح حقیقت را، به رسمالخط خوانایی
شرف راجستوجوکن درکف کفش سلیمانی
که غیرت بوسه زد بر آن، چه تفسیری !چه معنایی!
بزن تیغ قلم بر گردن افکار مستکبر
طلوع فجرصادق شو برای چشم بینایی
نفس، گیر است در دست تمدنهای پوسیده
گذر از پیچ تاریخ است کاری سخت ومبنایی
برای فتح خرمشهر دانش، جهل را طی کن
تو هستی یک جهان آرا، تو مثل ابن سینایی
امید و آرزوی باغبان انقلابی، که
ندارد جز شکوفایی گلهایش تمنایی
مشو نومید از سردی و زردی خزان، که آخر
بهار علم و تقوا را درخت پیر برنایی
شقایقهاست در گلشن،پر از آلالهها دامن
نثارقامت ایران چنین گلهای رعنایی