1. یکدلی
همدلی با همتیمیها میتواند به شما امکان بدهد انگیزهها و احساس آنها را بهتر درک کنید. وقتگذاشتن برای گوشدادن و درک شیوه فکرکردن یا کار دیگران میتواند در برقراری ارتباط صحیح با آنها کمکتان کند. ارتباط قلبی و احساسی با همکاران، محیط کار را از خشک و رسمیبودن دور میکند و افراد را بیش از هر زمان دیگری به خانواده تبدیل میکند. البته که باید حد و حدودش را هم رعایت کرد.
2. ارتباط
توانایی برقراری ارتباط به شیوهای واضح و کارآمد، مهارت مهمی در کار تیمی است. هنگام همکاری با دیگران، مهم است بدانید کدام افکار، ایدهها و اطلاعات کلیدی را به اشتراک بگذارید و از کدام اطلاعات صرفنظر کنید. ارتباط شما با اعضای تیم صرفاً آنچه بر زبان میآورید هم نیست! با حالتها، رفتار و حسی که به همتیمی خود منتقل میکنید، میتوانید با زبان بیزبانی رابطهتان را خوب یا خراب کنید. بنابراین، انواع متفاوتی از مهارتهای ارتباطی، از جمله کلامی و غیرکلامی، وجود دارند که باید درباره آنها بیشتر بدانید و شاید آموزش ببینید.
3. صداقت
تمرین صداقت و شفافیت در محل کار ممکن است به معنای حل اختلافنظر باشد که در نهایت به اعتمادسازی ختم میشود. صادقبودن، نه در مسائل فردی، بلکه در مسائل جمعی گروه و مجموعه نیز مهم است. مجموعهای که شفافیت ندارد، غالباً دچار کینهورزی، فساد، مشکلات مالی و مسائل بحرانی دیگر میشود. بدون شفافیت، ایجاد اعتماد در گروه دشوار است!
4. مسئولیتپذیربودن
در کار گروهی مهم است که همه افراد کار خود را بفهمند و تلاش کنند وظیفه گفتهشده را بهموقع و مطابق انتظار انجام دهند. نکته کلیدی این است که تا حد امکان باید از ابهام جلوگیری کرد و شرح وظایف را بهطور شفاف و دقیق برای اعضا توضیح داد. این طبیعی است که وقتی درباره شرح وظایف ابهام وجود داشته باشد، نمیتوان از کسی انتظار عمل به آنها را داشت. با عملکرد صحیحِ کل اعضای گروه و با پذیرفتن مسئولیت کار خود، کارکنان میتوانند بهمنظور دستیابی به هدف مشترک با یکدیگر همکاری کنند.
5. همکاری
کار تیمی به این معنی است که گروهی از افراد با مجموعهای از مهارتها و استعدادها میتوانند برای دستیابی به هدف مشترک با یکدیگر همکاری کنند. همکاری با سایر همتیمیها برای بهاشتراکگذاشتن ایدهها، بهبود کار و کمک به یکدیگر بسیار مهم است. همکاری از یک هدف مشترک، خصوصیتهای مشترک و ارتباط مشترک حاصل میشود. این مهم است که همه افراد دلیل و چرایی وظیفه و مسئولیت خود را بدانند تا بتوانند با دیگران بهطور مؤثر همکاری کنند.
6. خوب گوش کردن !
نه! منظورمان این است که شنونده خوبی باشید.
مانند ارتباط، مهارتهای گوشدادن فعال میتوانند به گروه کمک کنند یکدیگر را درک و به هم اعتماد کنند. گوشدادن فعال یعنی وقتی یک نفر در حال انتقال ایدهها یا تجربههات و احساس خودش است، سعی کنیم روی او تمرکز کنیم. گوشدادن فعال هنگامی اتفاق میافتد که شما فقط بهقصد اینکه پاسخی بدهید منتظر پایان صحبت طرف مقابل نباشید، بلکه بهقصد اینکه از افکار درون ذهن او سر دربیاورید، به حرفهایش توجه کنید. معمولاً همه دوست دارند اهداف خود را به اشتراک بگذارند تا خود را فردی نوآور معرفی کنند. گوشدادن فعال، فکرکردن و سپس نظردادن میتواند حس شنیدهشدن و درکشدن را بهخوبی به آنها منتقل کند.
البته گوشدادن مؤثر در کار گروهی هنگامی اتفاق میافتد که هر یک از اعضا تا حدقابلقبولی تحمل شنیدن نظرات و عقیده مخالف و متفاوت را داشته باشند. اگر تصور میکنید این به معنی تحملکردن فشار و اجبار است، خب اشتباه میکنید!