پیر خردمند علم
۱۴۰۳/۰۹/۰۱
مردم یونان به او لقب داناترین مرد زنده را داده بودند، ولی خود وی هرگز از این صفت راضی نبود. برعکس، همیشه میگفت بین همه شما من تنها فردی هستم که میدانم که نادانم! او متواضعانه میگفت فقط علاقهمند به دانایی هستم و نه دانا. به همین دلیل مردم به او لقب فیلسوف داده بودند. (فیله= دوستدار؛ سوف= دانش)
زندگی سادهای داشت و کل عمر خود را در جستوجوی حقیقت صرف کرده بود. در تمام طول عمرش به سفر و بحث و پرسوجو پرداخته بود. با همه کسانی که ادعای علم و فضل داشتند، دیدار کرده بود و فقط با پرسیدن سؤال و روند بحث منطقی، در نهایت به آنها فهمانده بود هیچ نمیدانند و ناداناند. اکنون که پیرمردی سالخورده بود، پیر و جوان از نقاط دوردست به دیدارش میآمدند و از او سؤال میپرسیدند. بعد از عمری دویدن و جستوجوی حقیقت، یک فاضل به تمام معنی و یک پیر دانای متواضع شده بود و شاگردان ثابتی داشت که سخنانش را مکتوب میکردند.
در دوران حیات او گروهی پدید آمده بودند که با سخنوری و حرافی، هر خیری را شر و هر ناحقی را حق جلوه میدادند. آنها به خود لقب سوفسطایی داده بودند؛ یعنی استادان سخن! ادعا داشتند هیچ حقیقت ثابتی وجود ندارد و حق همیشه با کسی است که پول بیشتری به آنها بدهد! آنقدر در کار خطابه و دفاعیه متبحر بودند که میتوانستند هر چیزی را وارونه جلوه دهند. کمکم برای مردم عادیِ بسیاری از خودشان این ذهنیت ایجاد شده بود که هیچ امر اخلاقی ثابت و محکمی وجود ندارد؛ تفکر خطرناکی که باعث میشد همه خط قرمزهای(تابوهای) اخلاقی و فطری بشر از بین بروند و جای آن با مغالطه و جدلهای توخالی این زبانبازان پر شود. این گروه با تکیه بر شبکه نفوذ قدرتمند خود و مهارتهای سخنوریشان، زمام امور قضایی و حکومتی یونان را به دست گرفته بودند و مدتها بود یکهتازی میکردند.
سقراط2، پیرمرد دانای قصه ما، در این مهمترین گردنه تاریخ وارد عمل شد و بهعنوان تنها مدافع منطق و اخلاق، و تنها کسی که شجاعت مقابله با این شیادان را داشت، به میدان آمد. او با بزرگ ترین سوفسطاییهای زمان خود یکبهیک در ملأعام به مناظره پرداخت و ثابت کرد، اولاً حقیقتی در جهان وجود دارد و جهان و انسان بیمعنی و پوچ نیستند، و ثانیاً موضوعات اخلاقی مانند عدالت، شرافت و خردمندی، همگی اصیل و واقعی و قابل دفاع هستند، نه اموری ذهنی، بیمعنی و پوچ!
سقراط توانست برای اولین بار1 در تاریخ بشر، از حریم اخلاق انسانی با استدلال منطقی و بحث علمی دفاع کند. به همین دلیل به او لقب پدر علم اخلاق را دادهاند؛ کسی که برای ارزشهای اخلاقی، پشتوانه علمی ایجاد کرد.
و همانطور که قابل پیشبینی بود، این کار سقراط اصلاً به مذاق اشراف و سوفسطاییان خوش نیامد. او را به دادگاه کشاندند. جرم او کفر به بتهای یونان و گمراهکردن جوانانبود.
سقراط میپذیرد که به خدایان و بتهای یونانیان کافر است و ادامه میدهد که از طرف خدای یگانه وظیفه دارد علم و اخلاق را بین مردم گسترش دهد و اطاعت از خدای واحد را نسبت به اطاعت از مردم بیشتر میپسندد.
در مورد گمراهکردن جوانان هم با قاضی بزرگ سوفسطایی آتن بحث میکند. پیروز هم میشود و ثابت میکند خود آنها در گمراهی هستند! (شاگرد وی افلاطون، همه این گفتوگوها را مکتوب کرده است. شرح این دادگاه قدیمیترین متن دفاعیه تاریخ است.)
در نهایت اما رأی دادگاه علیه او صادر میشود. سقراط محکوم میشود که با خوردن جام شوکران (زهری بسیار قوی) اعدام شود.
با وجود تلاشهای شاگردانش برای فراریدادن او پیش از اجرای حکم، اما این فیلسوف پیر هرگز نمیپذیرد چنین کند و میگوید: «این جام شوکران از تمام هستی این جماعت حقیقیتر و ماندگارتر خواهد بود!»
آخرین سخن سقراط به شاگردانش، پیش از سرکشیدن جام، این بود: «به شکرانه آزادشدن من از این جسم و ابدیت یافتنم، صدقهای بدهید!» و اینگونه به اسطورهها میپیوندد.
مسیری که سقراط با ازخودگذشتگی و پشتکار و تعهد اخلاقی بیمانندش پایهگذاری کرده بود، بهسرعت به ثمر نشست و طولی نکشید که با گسترش میراث علمی او توسط شاگردانش و ایجاد مدرسههای تدریس و تعلیم فلسفه و ظهور فیلسوفان بزرگی مانند ارسطو و افلاطون از بین شاگردان او، بساط سوفسطاییان و منکران حقیقت و اخلاق جمع شد. البته قرنها بعد، دانشمندان مسلمان میراث علمی سقراط را ترجمه و کامل کردند. این گفتهها در کتابهایی مانند «اخلاق ناصری» خواجهنصیرالدین طوسی و «شفا»ی ابنسینا کامل شدند و در «اسفار اربعه» ملاصدرا و «سنت فلسفه اسلامی» به اوج خود رسیدند.
نوادگان سوفسطاییان، در قالب پوچگراهای مدرن غربی، هنوز هم وجود دارند و برای مشروع جلوهدادن بیبندوباری، اخلاق و حقیقت را اموری نسبی و ذهنی تصویر میکنند و حاضر و قادر به دفاع از عقیدهشان هم نیستد. تصور دنیای بدون سقراط و در سیطره این جماعت، بسیار هولناک است!
پینوشتها
1. https://library.tebyan.net/fa/Viewer/Text/73109/93
2. Socrates
۱۳
کلیدواژه (keyword):
رشد هنرجو، پهلوان حرفه ای،سقراط،پدر علم اخلاق،جام شوکران، سوفسطاییان،پیر خردمند علم، سعید نیری