پنج شنبه ۹ بهمن ۱۴۰۴

مقالات

فناوری در سایه استکبار جهانی

  فایلهای مرتبط
فناوری در سایه استکبار جهانی
بازخوانی انتقادی بیطرفی فناوری

ما معلمان، مربیان و متخصصان فناوری آموزشی، همواره به «ابزاربودن» فناوری باوری عمیق داشته‌ایم. این ابرانگاره‌ (پارادایم) غالب که «فناوری ذاتاً بی‌طرف است و این انسان‌ها هستند که آن را به‌خوبی یا بدی به کار می‌گیرند»، اساس بسیاری از برنامه‌های درسی و تربیتی ما را شکل داده است. اما آیا به‌راستی در جهانی که هر روز شاهد کاربردهای استکبارگرایانه‌ پیشرفته‌ترین فناوری‌ها علیه مظلوم‌ترین ملت‌ها هستیم، می‌توانیم همچنان بر این باور ساده‌انگارانه پایبند بمانیم؟ این نوشتار قصد دارد با نگاهی انتقادی، این انگاره را به چالش بکشد و نسبت پیچیده‌ میان فناوری و استکبار را واکاوی کند.

 

از ابزار تا بازتاب قدرت: شکستن افسانه‌ بی‌طرفی

اتومبیل، به‌خودی‌خود، نه خوب است و نه بد. اما وقتی در ساختار ناعادلانه‌ شهری، تنها عده‌ای خاص به آن دسترسی دارند، به ابزاری برای تثبیت نابرابری تبدیل می‌شود. فناوری‌های دیجیتال و به‌ویژه فناوری‌های نظامی-اطلاعاتی نیز از این قاعده مستثنا نیستند. آنچه «بی‌طرفی» فناوری را به افسانه‌ای خطرناک تبدیل می‌کند، بستر سیاسی، اقتصادی و ایدئولوژیکی‌ای است که فناوری در آن متولد می‌شود و رشد می‌کند.

فناوری‌های پیشرفته محصول سرمایه‌گذاری کلان و تحقیقات ساختاریافته در کشورهای قدرتمند هستند. طبیعی است که این فناوری‌ها در درجه‌ اول در خدمت منافع جغراسیاست (ژئوپلیتیک) و امنیت ملی همان کشورها قرار می‌گیرند. بنابراین، از همان مرحله‌ طراحی، ارزش‌ها و جهت‌گیری‌های خاصی در آن‌ها نهفته است. یک پهپاد شناسایی، نه یک ابزار خنثا، بلکه «چشمی» است برای کشوری که آن را طراحی کرده تا بر دیگری تسلط یابد. اینجاست که باید پرسید: آیا می‌توانیم بگوییم چاقویی که برای جراحی ساخته شده، با چاقویی که برای تهدید طراحی شده، یکسان و بی‌طرف است؟ ذات و کاربرد به‌شدت درهم‌تنیده هستند.

 

الگوی استکبار: نمونه‌ عینی رژیم اشغالگر اسرائیل

مصداق بارز این رابطه‌ تنگاتنگ، رژیم غاصب و جانی صهیونیستی است. باند نامشروع صهیونیست خود را به‌عنوان «استارتاپ نیشن» و ابرقدرت فناوری‌های امنیتی و رایانه‌ای معرفی می‌کند. اما این پیشرفت فناورانه، در غیاب عدالت و اخلاق، به چه سمتی حرکت کرده است؟ این کشور با استفاده از پیشرفته‌ترین فناوری‌های نظارتی، پهپادهای جنگی، سامانه‌های هوشمند مرزبانی و جنگ رایانه‌ای، به شکلی سامانمند مردم فلسطین را تحت اشغال، محاصره و جدانژادی (آپارتاید) قرار داده است.

فناوری به ابزار تشدید استکبار تبدیل شده است. دیوارهای الکترونیکی، پهپادهای کُشتار جمعی، نرم‌افزارهای جاسوسی مانند پگاسوس برای کنترل جمعیت غیرنظامی و شناسایی چهره، همگی گواهی بر این مدعا هستند. اینجا دیگر نمی‌توان گفت «فناوری بد نیست، کاربر آن بد است». بلکه باید پذیرفت که این فناوری‌ها دقیقاً برای کاربری‌های استکباری و حفظ ساختاری ناعادلانه طراحی، بهینه‌سازی و تولید انبوه شده‌اند. این فناوری‌ها «قدرت» را برای یک طرف و «آسیب‌پذیری» را برای طرف دیگر به ارمغان می‌آورند و ذاتاً به‌سوی حفظ این ازبین‌بردن تعادل گرایش دارند.

 

پیامدهای آموزشی: بازتعریف نقش معلم در عصر فناوری‌های ناعادلانه

این تحلیل برای ما جامعه‌ آموزشی چه پیامی دارد؟ اگر بپذیریم که فناوری می‌تواند حامل ارزش‌های استکباری باشد، نقش ما معلمان از «کاربر منفعل» یا «مروج ساده‌انگارانه‌» فناوری، به «منتقد فعال» و «سوادمند اخلاقی» ارتقا می‌یابد. پس چند کار لازم است:

۱. ترویج سواد فناورانه‌ انتقادی: سواد دیجیتال دانش‌آموزان نباید تنها به «چگونگی استفاده» محدود شود. باید به آنان بیاموزیم که از «چرایی» و «از سوی چه کسی» پرسش کنند. چه کسی این برنامه را ساخته؟ چه داده‌هایی را جمع‌آوری می‌کند و در اختیار چه نهادهای قدرتی قرار می‌دهد؟ این فناوری چه کسی را قدرتمند و چه کسی را ضعیف می‌کند؟

۲. بازخوانی تاریخ فناوری: در تدریس تاریخ علوم و فناوری، تنها به اختراع‌های درخشان بسنده نکنیم. باید به دانش‌آموزان نشان دهیم بسیاری از پیشرفت‌های فناورانه (از جمله در هوش مصنوعی و روباتیک) ریشه در پروژه‌های نظامی و امنیتی داشته‌اند و این رابطه همچنان پررنگ است.

۳. محور قراردادن اخلاق و انسان‌مداری: در انتخاب و معرفی ابزارهای آموزشی، به دنبال فناوری‌هایی باشیم که «توانمندسازی جمعی»، «شامل‌بودن» و «عدالت» را ترویج می‌کنند، نه آن‌هایی که به نظارت، انحصار و ایجاد شکاف دامن می‌زنند. باید پرورش شهروندانی مسئول، منتقد و عدالت‌خواه را در اولویت قرار دهیم، نه صرفاً مصرف‌کنندگانی ماهر برای محصولات شرکت‌های خاص را.

۴. جست‌وجوی الگوهای بومی و جایگزین: وابستگی مطلق به بستر‌ها و نرم‌افزارهای جهانی که در همان بستر استکباری تولید شده‌اند، ما را نیز در همان نظام وارد می‌کند. حمایت و توسعه‌ فناوری‌های آموزشی بومی و متن‌باز که با ارزش‌های فرهنگی و عدالت‌خواهانه‌ ما هم‌خوانی دارند، می‌تواند یک راهبرد مقاومتی باشد.

موضع ما در برابر فناوری نمی‌تواند سفید یا سیاه باشد. نمی‌توانیم فناوری را به‌کلی طرد کنیم، چرا که ظرفیت‌‌های عظیمی برای پیشبرد آموزش دارد. در عین حال، نمی‌توانیم با چشمانی بسته در برابر ذات استکباری نهفته در بسیاری از انواع آن تسلیم شویم. وظیفه‌ ما متولیان آموزش، عبور از نگاه ساده‌انگارانه به فناوری و اتخاذ رویکردی نقادانه، فعال و اخلاق‌محور است. به دانش‌آموزان بیاموزیم که فناوری یک «عطیه‌ الهی» خنثا نیست، بلکه یک «عامل قدرت» است که می‌تواند هم برای استعمار و هم برای آزادی به کار رود. انتخاب ما و در نهایت انتخاب نسل‌های آینده این خواهد بود که می‌خواهند سربازان یک نظام استکباری فناورانه باشند، یا معماران جهانی عادلانه‌تر، که در آن فناوری در خدمت کرامت انسانی همه‌ ملت‌ها، از جمله مظلومان فلسطین، یمن، لبنان و سوریه قرار گیرد. این رسالت آموزشی بزرگ‌ترین پاسخ ما به استکبار جهانی است.

 

۲
کلیدواژه (keyword): رشد فناوری آموزشی، یادداشت سردبیر، فناوری در سایه استکبار جهانی، دکتر مهدی واحدی
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.