لطفاً خودتان را معرفی کنید.
صدیقه بلندرفتار هستم. مدرک کارشناسی ارشد مهندسی کشاورزی دارم و از سال 1382 وارد آموزشوپرورش شدهام. تا سال 1391 در مدرسههای شهری و روستایی در کلاسهای تکپایهی ابتدایی تدریس میکردم. بعد از آن، چهار سال بهعنوان آموزگار در کلاسهای چندپایه تدریس داشتم و هفت سال راهبر آموزشی و تربیتی بودم. دو سال اخیر هم مدیرآموزگار هستم، با 9 دانشآموز. در حال حاضر پایههای اول، سوم، چهارم و ششم را تدریس میکنم.
چطور شد با داشتن مدرک مهندسی کشاورزی، معلمی را انتخاب کردید؟
انتخاب مسیر معلمی برای من حاصل تصمیمی آگاهانه و از سر علاقهمندی عمیق به آموزشوپرورش بود. کشاورزی به من نگاه علمی و تحلیلی به محیط و منابع طبیعی داد؛ اما در طول مسیر تحصیلی و تعامل با جوامع روستایی، متوجه شدم که ریشهی بسیاری از مشکلات نبودن آموزش مؤثر و پایدار است. معلمی برای من فقط یک شغل نیست، بلکه فرصتی است برای اثرگذاری واقعی بر نسل آینده، بهویژه در مناطق محروم و روستایی که نیازمند توجه ویژهاند. باور دارم که آموزش زیربنای پیشرفت است و نقش معلم در این فرایند، حیاتی است. بنابراین، با تمام وجود این مسیر را انتخاب کردم تا بتوانم سهمی در رشد فکری، اخلاقی و اجتماعی دانشآموزان داشته باشم.
چه عواملی باعث شد تدریس در کلاسهای چندپایه را انتخاب کنید؟
انتخاب تدریس در کلاسهای چندپایه برای من حاصل شناخت عمیق از نیازهای آموزشی در مناطق روستایی بود. چون هم تجربهی زیستهام در دوران کودکی است و هم سالها فعالیت حرفهای در مدرسههای روستایی داشتم. باور دارم که در چنین فضاهایی نقش معلم فراتر از آموزش است؛ فرصتی است برای پرورش خلاقیت، همدلی و عدالت آموزشی. این نوع تدریس، با وجود چالشهایش، امکان اثرگذاری بیشتری را فراهم میکند.
اولین روز تدریس در کلاس چندپایه را چگونه به یاد دارید؟
اولین روز را با ترکیبی از هیجان، سردرگمی و انگیزه به یاد دارم. تنوع سنی دانشآموزان، تفاوت نیازهای آموزشی و فضای متفاوت کلاس چالشی تازه بود که در ابتدا، مدیریت آن دشوار به نظر میرسید؛ اما با گذشت زمان، با برنامهریزی دقیق، اولویتبندی مطالب و شناخت تدریجی ویژگیهای هر گروه سنی توانستم زمان کلاس را بهگونهای مدیریت کنم که هم عدالت آموزشی رعایت شود و هم فضای یادگیری، پویا و مؤثر باقی بماند. آن روز نقطهی آغاز مسیری بود که با عشق و تجربه و خلاقیت ادامه یافت.
میان تدریس در کلاس تکپایه و چندپایه چه تفاوتهایی را تجربه کردهاید؟
در کلاس تکپایه، معلم با گروهی همسن و همسطح روبهروست، برنامهریزی آموزشی منسجمتر است و تمرکز بر محتوای درسی مشخص امکان مدیریت زمان و ارزیابی را سادهتر میکند؛ اما در کلاس چندپایه، معلم با طیفی از دانشآموزان با سن، سطح یادگیری و نیازهای متفاوت مواجه است. این تنوع به طراحی فعالیتهای چندسطحی، استفاده از روشهای فعال و گروهی و مدیریت دقیق زمان نیازمند است تا هیچ پایهای نادیده گرفته نشود. در چنین فضایی، معلم باید همزمان نقش برنامهریز، تسهیلگر، مشاور و خلاق را ایفا کند. از سوی دیگر، کلاسهای چندپایه فرصتهایی نیز فراهم میکنند، ازجمله تقویت خودیادگیری در دانشآموزان، ایجاد روحیهی همکاری بین پایهها و رشد مهارتهای ارتباطی و اجتماعی. این نوع تدریس دشوارتر است؛ اما زمینهساز رشد حرفهای معلم و پرورش نسلی مستقلتر و مسئولتر خواهد بود.
چگونه زمان خود را بین پایههای گوناگون تقسیم میکنید؟
برای مدیریت زمان، ابتدا برنامهی روزانه را بر اساس اهداف هر پایه تنظیم میکنم. با اولویتبندی مطالب، استفاده از فعالیتهای گروهی و روشهای خودیادگیری تلاش میکنم همهی پایهها بهطور عادلانه آموزش ببینند. از روش تدریس تلفیقی هم استفاده میکنم؛ یعنی درسهایی با هدفهای مشترک را برای چند پایه بهصورت همزمان تدریس میکنم. همچنین استفاده از فیلمهای آموزشی، بهویژه در مباحث مفهومی، جذابیت یادگیری را بالا میبرد.
برای مدیریت ارزشیابی و نظمبخشی در کلاس چندپایه از چه روشهایی استفاده میکنید؟
برای مدیریت مؤثر تلاش میکنم فضای یادگیری طوری باشد که هر پایه جایگاه آموزشی مشخصی داشته باشد. استفاده از ایستگاههای یادگیری، فعالیتهای گروهی و برنامهریزیهای منعطف به من کمک میکند تا کلاس را همزمان پویا و قابل کنترل نگه دارم. در زمینهی ارزشیابی، از روشهای متنوعی مانند ارزشیابی تکوینی، پوشهی کار، آزمونهای پایهمحور و مشاهدهی عملکرد استفاده میکنم. این تنوع باعث میشود بتوانم پیشرفت هر دانشآموز را بهصورت فردی و دقیق دنبال کنم.
ایجاد قوانین روشن و مشارکتدادن دانشآموزان در تعیین مقررات و استفاده از فعالیتهای جذاب مانند فیلمهای آموزشی نقش مؤثری در نظمبخشی دارند. این روشها نهتنها نظم کلاس را حفظ میکنند، بلکه حس مسئولیتپذیری و خودکنترلی را در دانشآموزان تقویت میکنند.
منظورتان از قوانین روشن چیست؟
- رعایت نوبت برای صحبتکردن؛
- رعایت سکوت هنگام تدریس هر پایه؛
- مسئولیتپذیری در انجام تکلیفها و نگهداری وسایل؛
- همکاری بین پایهها در فعالیتهای گروهی؛
- استفادهی منظم از ایستگاههای یادگیری؛
- رعایت زمانبندی در گردش پایهها برای دریافت آموزش مستقیم.
برای تدریس در کلاسهای چندپایه چه فرصتهایی وجود دارند که در کلاسهای تکپایه کمتر دیده میشوند؟
• تقویت خودیادگیری: دانشآموزان در این کلاسها یاد میگیرند مستقلتر فکر کنند، مسئولیت یادگیری خود را بپذیرند و در نبود آموزش مستقیم فعالانه عمل کنند.
• پرورش همکاری و مسئولیتپذیری بینپایهای: دانشآموزان پایههای بالاتر با مراقبت از پایههای پایینتر، راهنمایی در فعالیتها و کمک در نظم کلاس حس مسئولیت و همدلی را تجربه میکنند.
• مرور و تثبیت یادگیری برای دانشآموزان ضعیفتر: دانشآموزان ضعیف در پایههای بالاتر میتوانند مفاهیم سالهای گذشته را دوباره مرور کنند و بهتر یاد بگیرند.
• انعطاف در روشهای تدریس: در این کلاسها، امکان استفاده از روشهای تلفیقی، پروژهمحور، بازیهای آموزشی و فعالیتهای خلاقانه بیشتر فراهم است.
• تقویت مهارتهای اجتماعی و ارتباطی: تعامل میان پایهها باعث رشد مهارتهای گفتوگو، همکاری و احترام به تفاوتها میشود.
• شناخت عمیقتر تفاوتهای فردی: معلم با مشاهدهی تنوع سنی و سطحی، شناخت دقیقتری از نیازهای آموزشی، شخصیتی و رفتاری دانشآموزان پیدا میکند.
• رشد حرفهای معلم: تدریس در چنین فضایی معلم را بهسمت خلاقیت، برنامهریزی دقیق و یادگیری مداوم سوق میدهد.
بزرگترین چالش شما در کلاس چندپایه چیست؟
بزرگترین چالش من مدیریت همزمان و تفاوتهای سنی و سطحی دانشآموزان در فضای آموزشی مشترک است. این تفاوتها نیازهای یادگیری، شیوههای تدریس و نوع ارزشیابی را برای هر پایه متفاوت میکند. طراحی فعالیتهایی که همزمان پاسخگوی چند گروه باشند، تقسیم منصفانهی زمان، حفظ تمرکز و نظم کلاس نیازمند دقت و خلاقیت و انعطافپذیری بالاست.
برای بهبود شرایط چه انتظارهایی از مسئولان آموزشی دارید؟
انتظار دارم مسئولان آموزشی منابعی مستقل و متناسب با این ساختار را تدوین کنند؛ مانند کتابهای تلفیقی، فیلمهای آموزشی، راهنمای تدریس چندپایهای، تأمین تجهیزات آموزشی، بهویژه رایانه و ابزارهای دیجیتال که همگی نقش مهمی در ارتقای کیفیت یادگیری دارند. حمایت مالی و تشویقی از معلمان چندپایه نیز ضروری است. این همکاران با حجم کاری بالا و شرایط دشوار، نیازمند دیدهشدن، انگیزهبخشی و امتیازات ویژه در رتبهبندی حرفهای هستند. توجه به زیرساختهای مدرسههای روستایی و برگزاری دورههای تخصصی نیز میتواند عدالت آموزشی را تقویت کند.
به معلمان جدیدی که وارد کلاس چندپایه چه توصیهای دارید؟
توصیه میکنم با صبوری، برنامهریزی دقیق و شناخت تفاوتهای سنی و سطحی دانشآموزان وارد این فضا شوند. استفاده از روشهای تلفیقی، فیلمهای آموزشی، بازیهای درسی و فعالیتهای گروهی به مدیریت بهتر زمان و جذابترشدن آموزش کمک میکند. مهمتر از همه این است که نترسند، خلاق باشند و بدانند که این کلاسها فرصت رشد حرفهای و انسانی ارزشمندی فراهم میکنند.
اگر خاطرهی شیرینی در سالهای خدمتتان دارید، بفرمایید.
بله، دو خاطره در یادم بهخوبی ثبت شده است؛ یکی از خاطرات ماندگارم از کلاس چندپایه و دیگری مربوط به زمانی است که راهبر آموزشی بودم.
در یکی از کلاسهای چندپایه که با عشق و تلاش ادارهاش میکردم، فعالیتی طراحی کرده بودم تا بچهها نقشهی ایران را با دستهای خودشان بسازند. هر پایه مسئول بخشی بود. کوچکترها رنگ میکردند، بزرگترها اسم استانها را مینوشتند. کلاس پر از هیجان و همکاری بود، تا اینکه یکی از بچههای پایهی سوم با نگرانی گفت: «خانم، گیلان نیست. گم شده!»
همه ساکت شدند. نقشه ناقص بود. استان گیلان، زادگاه خودشان، جا افتاده بود. یکی از بچهها با صدای لرزان گفت:«اگه گیلان نباشه، یعنی ما هم نیستیم؟!»
با یک تکه کاغذ اضافه، گیلان را کشیدند، رنگ کردند و با افتخار وسط نقشه چسباندند. یکی از بچهها با لبخند گفت: «خانم، حالا دیگه نقشه کامل شد. چون ما هم توش هستیم.» آن روز بچهها فقط نقشه نکشیدند؛ خودشان را پیدا کردند.
تجربهی دیگرم مربوط به زمانی است که راهبر آموزشی بودم؛ در یکی از بازدیدهایم در مدرسهای متوجه شدم یکی از دانشآموزان پایهی سوم ساکت و گوشهگیر است. آموزگار میگفت که او علاقهای به درس ندارد و معمولاً تکلیفهایش را انجام نمیدهد. بهجای ارزیابی رسمی، تصمیم گرفتم چند دقیقه با خودش صحبت کنم. با صدای آهسته گفت: «خانم، من بلد نیستم مثل بقیه بخونم؛ ولی نقاشی بلدم.»
همان روز، پیشنهاد دادم آموزگار فعالیتی تلفیقی طراحی کند که بچهها مفاهیم درس علوم را با نقاشی بیان کنند. آن دانشآموز، با دقت و علاقه، چرخهی زندگی گیاه را کشید؛ طوری که حتی بچههای پایهی بالاتر از او یاد گرفتند. از آن روز به بعد، نهتنها فعالتر شد، بلکه اعتمادبهنفسش هم بالا رفت. آموزگارش گفت: «انگار تازه کشفش کردیم!» این تجربه برای من یادآور این بود که راهبری فقط هدایت آموزشی نیست؛ گاهی باید استعدادهای پنهان را ببینید، فرصت بدهید و باور کنید که هر کودک راه خودش را برای یادگیری دارد.
برای این مدیرآموزگار توانمند آرزوی موفقیت داریم و از ایشان بابت وقتی که برای گفتوگو گذاشتند، سپاسگزاریم.