اگر از ما درباره دورانی که دانشآموز بودیم و مطالبی که به ما آموزش داده میشد سؤال شود، تقریباً چیز زیادی به خاطر نمیآوریم؛ زیرا از فرمولهای ریاضی و شیمی و فیزیک، قواعد صرف و نحو عربی و دستورزبان (گرامر) انگلیسی مطلب چندانی در ذهن ما باقی نمانده است. لیکن خاطرات ایام تحصیل، رفتار دبیران و اتفاقات تلخ و شیرین کلاس درس را بهخوبی و با ذکر جزئیات به یاد خواهیم آورد. برای نمونه، بهخوبی به خاطر دارم، تقریباً ۳۰ سال پیش، دبیر درس عربی دوران راهنمایی، تعدادی از ما دانشآموزان را به دلیل موفقیت در درس، بهصرف کیک فنجانی و نوشابه پرتقالی در بوفه مدرسه دعوت کرد. یا خاطراتی که معلم دوران ابتداییمان تعریف میکرد و قصههایی که برایمان میگفت، کاملاً در خاطرم مانده است.
از این مقدمه، این نتیجه قابل استنتاج است که در کنار صلاحیتهای علمی معلم و محتوایی که در کلاسهای درس تدریس میشود، ابعاد دیگری از معلم و هنر معلمی وجود دارند که باید موردتوجه قرار گیرند، زیرا بر ذهن و روح دانشآموز، تأثیری عمیق و ماندگار دارند. من این بعد از کار معلمی را بعد انسانی، اجتماعی و تعاملی معلم مینامم و در این نوشتار تلاش دارم به شیوههای ارتقای انسانیت در فرایند تدریس و هنر معلمی بپردازم. مخاطب مواردی که در ادامه اشاره خواهد شد، بیشتر نومعلمان و دانشجومعلمانی هستند که در ابتدای این مسیرند و به تأمل و تفکر بیشتر در خصوص معلمی، اخلاق و فلسفه معلمی نیاز دارند.
۱ مهر ۱۴۰۳